شهر دل با عشق تو مثلِ بهاران می شود

شهر دل با عشق تو مثلِ بهاران می شود
عید با گلبوسه ات در خانه مهمان می شود

بر در و دیوار عطر و قاصدک ها بیقرار
جانِ دل شیرین و عیدانه فراوان می شود

پیچک عشقت به پای خانه ی امید من
اطلسی و رازقی مهمان ایوان می شود

شمع و پروانه شدن یا لیلی و مجنون شدن
در مرام عشق بازان دل پریشان می شود

صبح نو و فصل نو تا در نگاه تازه ای
یک شروع ناب و سر فصلی درخشان می شود

چشم فردا خیره بر دستِ من و ما بسته شد
در نگاهت یک جهان آیینه بندان می شود

باغبانِ خاطرات سبز و گل های زمان
غنچه ی نشکفته از روی تو خندان می شود


شور و شیرین،نقش نقش و رنگ رنگ زندگی
عشق در بند است چون قالی کرمان می شود

نیلوفر_سلیمانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد