سرابی پر فروغ

سرابی پر فروغ
نشسته بر سینهء لرزان بیابان
آغوش برگشاده
فریبنده و رقصان
به رخ می کشد، موج در موج
دریای فریبش را
آنگاه که پشت به خورشید،
در پی سایه ات روان می شوی
و
گرفتار در چنبر آن فریب موعود
زمان را منزل به منزل
به قربانگاه می بری
تا شباهنگام
که شب با چراغدان تهی از شعله اش
فرا می رسد از راه
تا بپوشاند به ردای تیرهء خویش
تمامی بیابان را


نادر صفریان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد