جهانی کز تو ندارد نام و نشانی
ندارد به نام تو کوچه و خیابانی
ندارد از عطرتو حس و حالی
ندارد در حیاتش همچون ارغوانی
ندارد از عشقت رنگ و بویی
ندارد از باده رویت حتی استکانی
ندارد از خنده هایت اندک صفایی
ندارد در زیر گیسویت اندک سایبانی
ندارد از آغوش تو هیچ سهمی
یا ندارد در جنگلهای چشمانت آشیانی
نمی ارزد به ذرهای ارزن خوب میدانم
در آن خالی تر از خالی است از نغمه های انسانی
امین ملکشاهی