تویی

تویی
طولانی‌ترین سجده‌ی شکر من،
وقتی
پیشانی‌ام را
بر پیشانی‌ات می‌گذارم.

شیما اسلام پناه

بیا به میلیون ها سال پیش باز گردیم

بیا
به میلیون ها سال پیش باز گردیم

صورتت را به صورتم بچسبان
با لبخندی به پهنای زمین
رو به فلش های ناگهانی خورشید


قاره ها هم یک روز
بهم باز میگردند ..

شیما اسلام پناه

هزار روی سیاه دارم

هزار روی سیاه دارم
یک روی روشن
همانی که روبروی توست
ماهرو بودنی
به لطف خورشید..


شیما اسلام پناه

حرفهای نزده گام های بلند

حرفهای نزده
گام های بلند

تو نرم گذر می کنی اما،
من سطح شنی زیر آبهام..
که از جریان تو بهم می ریزد..


شیما اسلام پناه

زخم تو روی تنم

زخم تو
روی تنم

بستر دریاها ست
روی زمین،

پر از آبهای شور..


شیما اسلام پناه