عشقم
در حد آرزوهای محال بود
در انقلاب تابستانی
مرام کوی تو
فقط هندوانه قرمز است!
علیرضا ایمانی فر
با لوائی در دست
فریادی در گلو
در تلاقی توفان و تندر
بر فراز بلند ترین قله ها
چاوشی تو را بنام می خواند:
آی,... سینه ستبر
در من یزید عشق
کولی زیبائی
سینه ای از سرودهای قبیله اش را
به بوسه ای می فروشد.
امیدعلی دایم امید