عید آمد و عید آمد وعید آمد
گلبون ز چمن چو نگینی به هر چشم بیامد
چون رنگ دگر زد سپهر پیروزه در آمد
چون شب الماس بدرخشید و ستاره بیامد
این سبزه بهار بسان زمرد به تاج ایران بیامد
هر گل که بروید و رنگین زند جامه طبیعت
سرما وسیاهی از آن در رود و از نوشکفتن بیاید
فصل نو ، فکر نو آرد و کینه به سر آید
دلخوشکنکی شاید اینبار به دل مردم ایران بیاید
شکرخندی به دل رجال بشیند فصل اعدام به سرآید
این نوروز که مهمان خدائیم همه غم ها به سر آید
این عید دوچندان میمون و مبارک و خجسته بباید
قطاب و بامیه ،سمنو و دیگچه سر یک سفره بیاید
سبزی پلو ماهی سحر و آش به افطار بیاید
چون اژدهای چوبی به دور این کره آید
خرد و اقبال فراوان به هستی بیارد
در ساحل مواج ما نهنگ به یاری بیاید
چو ما یونسی به دل خویش گیرد و عاقل در آرد .
سایه سیرنگ
شد بهار..
دل بی قرار...
زمستان با کوله ای در فرار...
سبز شد دشت و دمن با گل و صد نگار...
هفت سین چیده با هفت رنگ و هفت گیاه و تبار...
جویبار و بنفشه، باغ سرخ است و زرد، لاله زار... لالهزار...
بوی عید، روز نو، کوزه و رخت نو، مهر و آیین ز نو عشق شد ماندگار....
فرخنده بادا به تو، چرخشی با خوشی ماندگار، از کهن روزها یادگار ، با مهر پارسی دیار
سال نو مبارک