تو آمدی و رد آمدنت روی ابرها

تو آمدی و
رد آمدنت روی ابرها
نشان داد
پنجره های مانده در غبار را .

دیشب وقتی مرده بودند
باغچه ها و بنفشه ها
تو آمدی و
عیسی نگاهت
دوباره زنده کرد
تک ، تک
مرده های درون را .


فاطمه امیری

از دریا آمد عشق جاری از لبانش

از دریا آمد
عشق جاری از لبانش
مژده بهار در دستانش
تشنه بود ، اما
بوی دریا می داد
بوی عشق
بوی فردا می داد .


فاطمه امیری