می رسد روزی که من در انتظارت نیستم
تو فکر ماندن میکنی و من اهل ماندن نیستم..
معصومه پیروزه
نه تو سَرک میکشی در خیالم
نه خیالم بیخیال خیالت می شود
به خیالم...
خیالت ز خیالم بیخیال شده..
ای همه خیالم...
معصومه پیروزه
من و تو هم نفس باد صباحیم مگه نه
من و تو آهوی یک قصر خیالیم مگه نه
من و تو ترنم باغ خداییم مگه نه
من و تو حاشیه فرش زمانیم مگه نه
من و تو افتاده بغض بهاریم مگه نه
من و تو زاده یک روزِ خداییم مگه نه
من و تو....
معصومه پیروزه
در حوالی خیالم
تو چون خیالی
و من خیالی تر از تو
به تو می اندیشم..
معصومه پیروزه
لبریزِ غزل, بیا کمی آهستـه
بیا که ز دنیا دلِ من شد خسته
بیـا که در همهمه ی این بازار
مُنجی تویی و همه جا بن بسته
معصومه پیروزه