بی تو صبح ، شبی ست

بی تو صبح ، شبی ست
که نقاب بر چهره می‌زند..
همان‌قدر غم انگیز
همان‌قدر طولانی...


علیرضا تندیسه

زندگی، خواهشِ هر روزِ من از بودنِ توست..

زندگی، خواهشِ هر روزِ من از بودنِ توست..

زندگی پشتِ همین لبخندی‌ست،
که من از چهرهء زیبای تو پس می‌گیرم..

زندگی پیچشِ موهای تو در تنهایی‌ست
این پریشانیِ گیسوی تو بس شیرین است..

زندگی فصل جدیدی‌ست،
که در چشم تو پیدا کردم..

زندگی شوقِ نگاهت به من است...

علیرضا تندیسه

دوست داشتن هایم گره خورده بود

دوست داشتن هایم
گره خورده بود..
گره ها را که باز کردم
به سرِ نخی رسیدم
که در دستان تو بود..
.

علیرضا تندیسه

ازدحامِ تو

ازدحامِ تو
در کوچه پس کوچه های ذهن من
مثل بازاری‌ست
که فروشنده هایش
فقط یاد تو را می‌فروشند...



علیرضا تندیسه

تو پیدایی و پنهانی

تو پیدایی و پنهانی
تو هم دردی و درمانی..
تویی مفهومِ آزادی
ولی در جسمِ زندانی ،

تو آن نادیده آغوشی
در این ناخوانده مهمانی
تو آن گرمای خورشیدی
در این سوزِ زمستانی


چه گویم..رفتنت زخمی
به جان زد ، مثلِ ویرانی
همین شعر از غمم گوید
ولی افسوس، نمی‌خوانی..

تمامِ قصه را گفتم..
و این هم حرفِ پایانی ،
تویی آرامشم جانا ،
تویی آن عشقِ طوفانی..


علیرضا تندیسه