تا نور نباشد نشود سایه هویدا

تا نور نباشد نشود سایه هویدا
دل سایه و عشق تو بود نور به دل‌ها

مجنون چو ندانست بهای دل لیلی
تاوان خطا داد که زد در دل صحرا


فروغ قاسمی

از دلش بیرون شدی دیوانگی کردی چرا؟

از دلش بیرون شدی دیوانگی کردی چرا؟
جای امن دلبران دل بود و تو رفتی کجا؟

ای گل اندر گل همه خوبی همه لطف و صفا
هر کجا ظاهر شدی شد معرکه آنجا به پا

دست تو چون ساقه سبز محبت پر ز گل
چشم بد دور از تو ای آلاله عشق و وفا


دادی از کف عاشقان رنگ رنگت از چه رو
ای که بودی اولین اندر شکار لحظه‌ها

غنچه بودی گل نگشته از چه رو پرپر شدی
بوی خوشبوی تو را بویم من امشب از صبا

گفته بودی که منم شهزاده دنیای عشق
کاروان عاشقان رفتند و تو ماندی به جا

لاک خود را بشکن و بیرون بیا ای نازنین
از چه رو دل دل کنی فردا و پس فردا دلا

فروغ قاسمی

تاج خورشید سخاوت بوده‌ای بهرم پدر

تاج خورشید سخاوت بوده‌ای بهرم پدر
بی تو بنگر چشم خونبارم ببین خاکم به سر

تو عزیز جان من روح و روانم بوده‌ای
بی تو من مرغ شب آویزم نخوابم تا سحر

چون پرستو همسفر بودم تو را در هر کجا
بال و پر بودی مرا رفتی شدم بی بال و پر


دست من در دست تو بردی مرا تا باغ عشق
من نهالی بودم و گشتم درختی پر ثمر

زندگی بر دوش من بی تو گرانباری بود
ای که بار زندگی کرده تو را تا از کمر

شد دریغا واژه‌ای ورد زبان الکنم
تا تو را دادم ز کف من در غروبی بی‌خبر

فروغ قاسمی

دل به جرم عاشقی زندان شده

دل به جرم عاشقی زندان شده
در پس پرده چون مه پنهان شده

گشته حلق آویز زنجیری طلا
با دو دست بسته در میدان شده

بایگانی شد مگر مردانگی
کاین دل از نامردمی حیران شده

رحمتی بر آسمان و ابر او
کز برای دشت جان باران شده

دیده سوزان لاله سرخ رخم
کاین چنین افسرده و گریان شده

زندگی چون گربه و من همچو موش
گربه در شب چون سمور جان شده

نه قلم مانده نه کاغذ نه صدا
طرح نابودی دل آسان شده

فروغ قاسمی

من همان گمشده راه عبورم بیا

من همان گمشده راه عبورم بیا
تنها گل یاسم، در فصل حضورم بیا

دشتی پر از شقایق و باغی ز سرو ناز
با دل به تو نزدیک و با چشم چه دورم بیا

امروز و فردا مکن شاید نبینمت
حالا که دلشادم و پر از سرورم بیا

خزان شدو زمستان رفت و نوبهاران شد
گفتی صبور باش من سنگ صبورم بیا

منم چکاوکی غزلخوان به باغ عشق
همراه عاشقان شعر و شعورم بیا

تا کی به کنج خلوت دل بنشینم
ای تو جان و جهانم همه نورم بیا

فروغ قاسمی