گاهی آه های بی صدایم
در آواره ترین خاک ریز حلقم
فریاد می شود
و از مردمک های دستانم بیرون می زند
هنگامه ی زیادی ست/ دلم سیگار می خواهد
فروغ گودرزی
خاطره شده
نگاهت
در ذهن عاشقَ م
فروغ گودرزی
وهم آور است
سکوت درد
به فنا می رود
صدا
فروغ گودرزی
نخ می دهد خاطره
هفت گنبد دورتر
خاک می خورد...
کودکی
فروغ گودرزی
نان از سفره ی خیال برداشتم و
رویاهایم را سیر کردم
فروغ_گودرزی