در جنگل نارون های ترنج

در جنگل نارون های ترنج
طعم سقوط آزاد می دهد
موهای فر فری باد
حالا کفشِ لنگه به لنگه ی/اتفاق
از خواب خاکستری خیال می پرد

فروغ گودرزی

آشفته و در هم تنیده اند

آشفته و در هم تنیده اند
گره هایی با چشمانی آبی
و انگشتانی که دم نوشی از
لاشه ی نخ نما به دندان دارند
تو را می شود لا به لای پارگی/
پیراهن تابستانی دید

فروغ گودرزی

در علفزاری خالی از قاصدک

در علفزاری
خالی از قاصدک
لا به لای موهای زمان
به پایان فکر می کند
آرزوهای بخار شده زنی که
برای تکه ای سیب
به خواب رفته بود

فروغ گودرزی

به پشت گرمی/ پاپوش ها

به پشت گرمی/ پاپوش ها
دنده عوض می کنند
چرخ های وارث فراموشی
حالا انگشتان عریا ن م
پُر از قرص خواب است


فروغ گودرزی

کسی خورشید را

کسی خورشید را
پشت نخ های میله ای انداخته
تا دو خیابان بالاتر
باز کند
گره ی کور / موهای برف را

فروغ گودرزی