دل من در پی ابهام چشمت
فتاده بی خبر در دام چشمت
هنوزم رد پاهای تو پیداست
میان چشمم از هر گام چشمت
کجا راهم فتد بر می فروشان
که تا مستم من از آن صهبای چشمت
از آن تاثیر و مجذوب نگاهت
دو چشمانم شده ادغام چشمت
رقیبت اینچنین می گفت دوشین
من و این دل شدیم ناکام چشمت
تلنگر میزند اشکت همان دم
که می غلطد زپشت بام چشمت
صبوری ها دگر هم برده صبرم
الا صیاد ، دل شد رام چشمت
بیا یک ظهر آدینه که خوانم
حدیث تازه از گل فام چشمت
محمدحسن مداحی
با نگاهت قتل عامم کردهای
بیوفا کشتی حرامم کردهای
تا شنیدی قصه عشق مرا
شهره اندر خاص وعامم کرد ای
گفته بودم عاشق روی توام
پیش نااهلان غلامم کردهای
دل ربودی رفتی و اما مرا
طایر هر کوی و بامم کردهای
وقت خنده اخم کردی تو به من
این چنین بی احترامم کرده ای
شهر را از مستیم کردی خبر
فاش با صد طعنه نامم کردهای
دل نمیدادم به تو اما یقین
با کلامت خام خامم کرده ای
بارقیبم گفتهای با طعن و ناز
که فقط تنها سلامم کردهای
گفتی از من بیوفایی دیدهای
پس چرا عشقت به نامم کرده ای
تاکه بوسه تو ستاندی از لبم
تشنه لب در انتقامم کرده ای
با رقیبم گفت مداحی چرا؟
باز خندیدی و رامم کردهای
محمدحسن مداحی
راه مده هرکه تورا یار نیست
دل که سرا پرده اغیار نیست
راز دلت با من عاشق مگو
سینه مادر خور اسرار نیست
گل به جهان هست فراوان ولی
هرگلی که لایق گلزار نیست
هر چه شنیدی تو مگو، با ادب
هرسخنی لایق تکرار نیست
هر که سر دار رود در جهان
همچویکی میثم تمار نیست
بعد نبی لایق فرماندهی
همچو علی حیدر کرار نیست
محمدحسن مداحی
شاید از کوی آن روز عبورم دادند
که در این روز چنین فیض حضورم دادند
از برای گذر از پل که بفرداست مرا
در صف عاشقیت برگ عبورم دادند
دلم از بار گناهان که چو ظلمت کده ایست
زعنایات شما چشمه نورم دادند
از برای غم نادیدن تو می دانی
لطف کردند و بدل سنگ صبورم دادند
به سر خوان سلیمان چونشستم دیدم
لایقم دیدند و آن تحفه مورم دادند
ودراین دشت پر آشوب به تکرار زمان
به تمنای شما جذبه و شورم دادند
محمدحسن مداحی
نگاهت گل، بیانت گل ،رضاجان
حرم گل،آستانت گل، رضا جان
نبوت گل، ولایت گل ،وفا گل
علی و فاطمه گل، مصطفی گل
مدینه گل، بقیع گل، مجتبی گل
حسین و زینبش گل، کربلا گل
نجف گل سامرا و کاظمین گل
ابوالفضل و امام عابدین گل
نماز و باقر آل نبی گل
امام صادق آل علی گل
پدر گل، مادرت گل ،خواهرت گل
جوادت گل، دلت گل، زائرت گل
نقی گل، عسکری گل، جمکران گل
وجود حضرت صاحب الزمان گل
گلستان ولایت را نگینی
تو خورشید جهان تاب زمینی
خدایت فخر دارد بر سجودت
جهانی گلشن از حسن وجودت
ادب شاگرد مکتب خانه توست
محبت عاشق و دیوانه توست
گل زیبای خوشرنگ بهاری
سحاب رحمت پروردگاری
به دریای ولایت گوهرستی
سپهر عاشقانرا اختر ستی
به دنیا کشور ایران نگین است
خراسانت دل این سرزمین است
برابر با بهشت است شهر مشهد
که از یمنت بهشت است شهر مشهد
من از بار گناهانم ذلیلم
الا یا ضامن آهو دخیلم
محمدحسن مداحی