کم پریشان کن
موهای از روسری
بیرون آمده ات را
کمی هم
به فکر من باش
من حریف این چم و خم نیستم!
بیژن_سام
کودتایی شده در من ، غزلی گُل کرده
گره یِ روسری اش را ، نَکُند شُل کرده
"رنگ رُخسار خبر میدهد از سِرِّ درون"
دختری قَلبِ مرا سخت چَپاوُل کرده
#سعید_شیروانی
بعد از سالها دوباره دیدمش
آن کاج پیر و تنها را
در آنسوی جاده ی خاکی...!
کوله باری از برف بر دوشش !
سپید گشته بود همچون موهایم ...!
با پرواز گنجشک ها...
لرزید و دستی برایم تکان داد...!
یادم از آن روز دل انگیز آمد...
نشسته بودم در سایه اش
به آسمان پاییزی خیره...!
که صدای بچه گنجشکی را
از لا به لای شاخه های بلند قامت شنیدم !
از کاج پیر بالا رفتم ،
به قصد اسارتش...!
اما چشمان تو را دیدم
اسیر تو شدم ...!
علی علیزاده جوینی
خاطرات آخرین سفرمان
رهایم نمی کند...
همان سفر
که هیچگاه با هم نرفتیم!
حامد_نیازی