من سبزِ غبار آلوده ام.

به چشمانت نگاه میکنم
دو جهان می‌بینم
چشم راستت
کشوریست غبار آلوده
و مردمی که قلب هایشان را
برای زنده ماندن فراموش کرده اند
و نفس هایشان فریاد خاموش رهایی است
اما در چشم‌دیگرت
یک وطن می‌بینم
سبز و زیبا
سرشار از قلب هایی که میتپند
و آدم هایی که نفس هایشان سیب است
در این میان
نمیدانم از کدام هایم من...
نفس هایم
دوستت دارم های بی امانی است
که به تو نگفته ام
و قلبم سیبی است که نرسیده
من
سبزِ غبار آلوده ام.

علی بادکیو

شاهِ ما شاه خراسان است و بس

شاهِ ما شاه خراسان است و بس
مرهم ما فاضلِ عشق است وبس

دلبری هایم به سوی گنبدش آزاده است
خواسته هایم را امامم باصلابت پاسخ است


محمد مهدی احمدی بفرویی

ضرب آتش است و فولاد پیشه ام

ضرب آتش است و فولاد پیشه ام

رزم، ریشه دارد در سینه ام

ریزش افکار، عیان از دیده ام

شعر با فولاد و رزم آمیخته ام.......


علی اصغر محمدی له بیدی