من به احساس تووزندگیت مدیونم

من به احساس تووزندگیت مدیونم
تا ابد از تو و دلبستگی ات ممنونم
من به تنهایی خود هیچ نبودم هرگز
عشق در مکتب تو کرد چنین قارونم
جسم رنجورمن ازبودن توارزش یافت
بی تویک قاعده در جنگل بی قانونم
سالها بی هدف وبی سروسامان بودم
سایه رحمت توکرد چنین قا ر و نم


جواد جهانی فرح آبادی

من نمی دانم چرا باران نمی بارد

من نمی دانم چرا باران نمی بارد
چرا عطر تنت در شعر حتی حرف کم دارد
من نمی دانم چرا بویی برایم رو به خاموشیست
نمی دانم کجای شهر را باید بگردم
در پی دستت ،نگاهت ،گرمی آغوش پر مهرت،نگاه چشمهای حرف دارت
من نمی دانم چرا امشب تنم با ماه در گیرست
چرا حس نفس هایت چو زنجیری گره در سینه می آرد
لای پیچک ها، میان برگهای یاس،کنار پونه های رود

کجایی که برای دیدنت حتی نفس هم تاب کم دارد

الهه رزاز مشهدی

شکوفه کرده درۀ بادام

شکوفه کرده درۀ بادام
چو پروانه به شمار نوعروسان
به رنگ صورتی مانند آونگ
نشسته بر شاخ تُرد درختان
کشیده سر بر دیوار باغ
انجیرک سبز شاخسار
بلبل سرمست و غزل خوان
خوش آمد گوید به فصل بهار
تنیده پیله پروانه در پس سنگ

با تارپودی از مخمل نرم
تا بال بگشاید به صد رنگ
در هوایی دلنشین و گرم
گرفته جشن نیلوفری نوروز
شوید پَر خویش پری شاهرخ
در چاله ی آب جنگل سبز
تا جشن گیرد نوروز ماهرخ
شده بیدار از خواب زمستانی
صحرا و دشت و در
شادی افزای گرمی آفتاب
جوانۀ سرسبز صنوبر
در پای دامن کوهسار
جوشیده چشمه میان ریگزار
تا شوید آب سرد و زلال
چهره ی زیبای سبز چمنزار

منصور چقامیرزایی

می‌خوام از سرم فکرتو دور کنم

می‌خوام از سرم فکرتو دور کنم
می‌دونم باید روزها بگذره
امیدوارم از اون زمان تا ابد
یکی بهتر از من باهات بپره

نشد مالِ من شی نگو قسمته
نخواستی منو هیچ اجباری نیس
دیگه بینمون هرچی بوده تموم
عزیزم برو هیچ اصراری نیس


نذاشتم بفهمی که قلبم برات
چجوری تا می‌دیدمت می‌زده
نذاشتم بفهمی که عاشق شدم
تو هیچ وقت نفهمیدی حالم بده

منو راضی کردی با حرفِ خودت
که دوست داشتنت رو تمومش کنم
مگه میشه بعد از تو من وقتمو
با هرکی به جز تو حرومش کنم

نذاشتم بفهمی که قلبم برات
چجوری تا می‌دیدمت می‌زده
نذاشتم بفهمی که عاشق شدم
تو هیچ وقت نفهمیدی حالم بده

علیرضا صانعی

کاش‌عشقی نبود ،که دار اَست .

کاش‌عشقی نبود ،که دار اَست .
دل طلب ، زِ عشق یار است .

دِگَر مَثَلِ عُشاقِ اَفسانه نیاید .
آه وُ حَسرَت ، بَرقرار است .

کاش پنهون و دروغ رَوَد زِمیان .
پرده اعتماد شود ، اعتبار است .

کاش سخنِ عشق را میشنید .
فِراق رادوُر ، لیک، دَوار است .

کاش سَر مَستِ عشقِ ماوَرا .
بَر آن‌مَستی ، عشق‌پایدار است .

کاش برَهم عشق و مِهر وَرزیم .
زین جهانِ عُشاق ، زیباتر است .


فهیمه فیروزه