یکى هم بود

یکى هم بود

که با دامنى از جنس بهار

پا در کفش هاى باغ گیلاس گذاشت...


| سیامک تقی زاده |

مسافر کناری گفت

مسافر کناری گفت

شانزده ساعت پرواز

همه را

از پا در می‌آورد

و من

فکر کردم

به روزها و شب‌هایی

که با خیال تو

پرواز کرده بودم ...


بهار قهرمانی

ما را شکست خورده ما را با اشک‌های ‌مان رها کردند

ما را شکست خورده

ما را با اشک‌های ‌مان رها کردند


و رفتند

و از آن روز بود که ما

بخشیدن را از یاد بردیم...

 ناظم حکمت