با هزار بوسه و صد آه
بر تنِ بیدفاع تو
بر کبودیها و رنجهایت
ردی که آزادی
بر تن تو نقش میکند
جوانهای که شهامت
در قلب کوچک تو میکارد
با این انگشتان ظریف
دستانی مهربان و سخاوتمند
که به خون میآلایند
بگو آنچه را که
از گلوی تو نغمه میشود
بر بلندایِ دیوارِ سِتُرگِ شب
ارژنگ طالبی نژاد