می نویسم باران

می نویسم
باران
و درکبودای افق
به قاب همه ی پنجره های جهان باز
نماز می آورم.
می نویسم باران
و به آب ها خواهم پیوست
و باد های سموم را
خواهم کشت
به چراغی و شعله ای که تو باشی
شب که می شود
می آویزم به تاریکی
ردای کهنه ام را
روزهای آفتابی ام را
و آسمان ابری ام را
با لکه های سفید ابر
و می میرم
به بوی بابونه ای
که از دستان تو ساطع شده باشد
می نویسم باران
و زمزمه ی نگاهت را که می بویم
می بارم
می بارم
می بارم


غلامرضا منجزی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد