زخمی انتظارتو بودم، ندیدی ام

زخمی انتظارتو بودم، ندیدی ام
یعقوب داغدار تو بودم، ندیدی ام
مانند برگهای رها در کف خزان
من فرش رهگذار تو بودم، ندیدی ام
وقتی که گیس خیس تو میریخت شانه ات
در پای آبشار تو بودم، ندیدی ام
باغ از وجود ریشه ی در آب زنده است
باران لاله زار تو بودم، ندیدی ام
از خاک کهکشان دگر من نیامدم
من ماه در مدار تو بودم، ندیدی ام
آری اگرچه زاده ی برف آورم، ولی
زیبایی بهار تو بودم، ندیدی ام
هرگزنخواستی که ببینم تو را به شوق
آیینه در غبار تو بودم، ندیدی ام
می دیدمت که پیکر بی روح مانده ای
من روح بی قرار تو بودم، ندیدی ام
من ریختم تمام دلم را به پای تو
بازنده ی قمار تو بودم ندیدی ام
ای عشق نانوشته ی در روزه ی سکوت
فریاد روزگار تو بودم، ندیدی ام
بی فایده است شکوه ی من از فراق تو
یک عمر در کنار تو بودم، ندیدی ام

سیدقاسم حسینی سوته

عشق او را ماه ها بر روح و بر تن می کشم

عشق او را ماه ها بر روح و بر تن می کشم
این سیاهی را من از آن چشم روشن می کشم
خاطره ها مانده با یک کوله بار رنج و غم
او که رفته جملگی بر شانه ام من می‌کشم
صد پیامش دادم و افسوس حتی یک جواب
خویش را تنها در و دیوار محبس می زدم
ناله ها می کرد گاهی روز و شب ها از فراق
من نفهمیدم مرا می خواست یا پس می زدم
من برایش روز و شب می مردم او در قفا
ناله ها می کرد پس کو عاشقی جان باخته
اخرش فهمیدم او اندر پی معشوق نیست
پوششی بر حسرت خود را مصور ساخته
گر که روز اول از تصمیم خود آگاه بود
روشن از عشقش نمی گردید ، دل ، رسوا نبود
من به یادش سوختم پروانه وار اما ندید
چشم هایم غرق او اما چنین دریا نبود ...


ساسان مظهری

وقت رفتن شده ای یار؟ خدا یارت باد.....

وقت رفتن شده ای یار؟ خدا یارت باد.....
رفتی اما به خدا برسر چشم جایت باد....

هرکجا رفت و شدت بود دعایت گویم
حضرت عشق، تو را یار. و نگهدارت باد....

خسته از عالمیانم،، گله ای نیست ز تو...
هرکجای ک روی ناز خریدارت باد....

فکر بر من کن و یک دم خبری از من گیر ....
چون همه، مهر و وفا در تو، و افکارت باد....

گر بدی بود، تمامش ز گرفتارم بود...
همه، خوبی و صفا در تو و رفتارت باد...

رفتنت را نکنم،، باور،، اما چکنم...
بر سر راه نشینم ک گذرگاهت باد....

کاش میشد ک دباره رخ ماهت بینم...
کاش اندیشه ای من در سر و معیارت باد...

همه، اش فکر چنین است منه سلطان را...
سلطنت در خور ، و در شائن و کردارت باد....

رضا حسین دوست