گفته بودم
به افق محو نشو
سر به زانوی سکوت
چشم به این حال خراب،
خسته نکن
به من نگاه کن
آسمان را و افق را به خودت
بیش از این، وابسته نکن
به من نگاه کن
به باور نشسته در دل این روز ها
تو را به این لحظه های ناب
به من که سال ها است
اینجا به گل نشسته ام
آواره و خراب
لطف کن
از نگاه من نگیر
آن نگاه بی نظیر
به افق محو نشو
روی نقطه ضعف من، دست نزار
به شتاب، به سوی من
به شتاب
نصرالله شبانکاره