در غزلها تو ببین رام ترین آهویم
به کجا من بگریزم که تویی همسویم
های و هوهایِ من ازتَرکهٔ عشق تو پُراست
ضربْ آهنگِ غزلهای پُر از یاهویم
غنچه ی باغ دلم تا که به نام تو شکفت،
عطر گلواژه ی تو کرد چنین خوشبویم
مثل زنبورکه نیشش همه ازنوش پُراست
از گُلِ روی تو پُر از عسل و کندویم
ساده ام،صاف به یکرنگی یک طرح چمن
گُل همین خواست،نه آن غنچه ٔتوُدرتوُیم
می شود تا به همیشه تو بمانی بامن ؟
ای گُلِ نسترن و سوسن و هم شب بویم
قاسم یوسفی