به هیچ اتفاق بهتری تو را نخواهم داد
که جز حضور روشنِ تو دل صفا نخواهد داد
جهان اگرچه پر ز حادثهست و رنگ و نیرنگ است
به غیر عشق تو دلم شفا نخواهد داد
چگونه میتوان گذشت از این چراغ بیپایان؟
که نور چهرهات مرا رها نخواهد داد
به موج سرنوشت اگرچه کشتی مرا بردهست
ولی به ساحل تو مرا خدا نخواهد داد
به هرچه دادهاند دل مبند ای دل، که آخر کار
به غیر عشق پاک، بقا نخواهد داد
اگرچه خضر نام من در این غزل نشسته است
ولی گمان مبر دلم تو را نخواهد داد
غلامرضا خضری