آیا تو دیده ای گریه های بی صدای عشق
آیاشنیده ای توهم ناله های بینوای عشق
آیا توهم سوخته ای به سی سال روزگار
در دست دیگران باشی و با جفای عشق
آیارسیده ای توهم بشاخه سارخشک دل
آتش گرفته ای تو هم با گفته های عشق
آیاتوهم خوانده ای چونامه های عاشقی
عاشق شده ای توهم منتظر بپای عشق
آیاتورفته ای بقلب مجنون هم دوا شوی
هم شانه ای اوشوی وبا گریه های عشق
آیارسیده ای سپیده به بالین مرگ عشق
با رفتنت کشته ای کسی را بجای عشق
آیابرای جعفری هم خریده ای عطرعشق
درقبراو هم پاشیده باشی با لقای عشق
علی جعفری
محو رویای تو هستم این رو میخوانی بیا
سرو بر پای تو هستم این رو میدانی بیا
دل به سودای تو بستم درضمیر پاک عشق
من که فردای تو هستم از چه حیرانی بیا
بال و پر گر میزنی در سینه محبوسی چرا
زان قفس تنگ است بدان از چه پنهانی بیا
عاشق رویت شدم من می سرایم نغمه ای
من گلی دست تو هستم از چه گریانی بیا
یوسف تنهای شهرم جعفری در شهر عشق
با زلیخا همنشین باش وه چه عصیانی بیا
صادق عشق تو هستم گر نمیخوانی بخوان
این همه شعر و غزل هیچ در گلستانی بیا
علی جعفری
سپاس بیکران باشد به فرمول جهان عشق
که قلبت درتپش افتد بدانی از توان عشق
بدخشان گوهری باشی تو ای لیلای زیبا رو
ببین اندیشه ای گفتم بلعل آسمان عشق
تشکر میکنم خواندی سپیده از فراق عشق
تو استاد گران قدری به شعر عارفان عشق
به تبریزت نشان دارم مقدس مأمنی باشد
قدم برخاک پاکان نه به رای کهکشان عشق
به پروازم نگاهی کن فنای شمع نازت گشت
تو بنگر شکل عالم رابه نقش سایبان عشق
بپوشان بر سرت لیلی حریری از لباس دشت
رفیقش میشود مجنون بشاه عاقلان عشق
برات جعفری خواندی به وحی باغبان گفتی
رساندم مژده ای بر تو به نام کاروان عشق
علی جعفری
می کنم از تو حکایت تو بدان گوش بکن
هر چه گفتیم سخن عشق فراموش بکن
من فلک هستم و از رسم جهان میگویم
عاشقم باش و بیا شعله تو خاموش بکن
وقت آن شد تو بخوان رسم غزل پردازی
عکس روی گل خود بر غزلت جوش بکن
نرگس و نسترن از حال خودش کرده خبر
با خبر باش و از آن شهد گلش نوش بکن
قولی از حافظ و سعدی بشوی اهل شراب
آب انگور تو بخور بر سر خود دوش بکن
گفته ام شعر خودم را به بداهی تو بخوان
بر سر قامت عشق بوسه خود کوش بکن
جعفری دلبر خود را به وصال برده نشان
عهد و پیمان ببستیم همه را روش بکن
علی جعفری
مرا فراموش نخواهی کرد بیا از لاله ها بپرس
درا به کوی عاشقی و مرا هم از ژاله ها بپرس
مرا فراموش نخواهی کرد بیا هم نوا بوده ایم
به آسمان دلت رسیدی مراهم ازسایه ها بپرس
مرا فراموش نخواهی کرد بیا هم صدا شویم
هر آنچه خوانده ای بیا تو هم از آیه ها بپرس
مرا فراموش نخواهی کرد بیا هم سفر شویم
دلا به مجنون هم بگو حال لیلی را جدا بپرس
مرا فراموش نخواهی کرد به روز حشر خود
بلا چو دیده ای بیا حال مرا هم از بلا بپرس
مراهم فراموش نخواهی کرد بیاازجعفری بگو
دواهست و شفا هست و مرا هم از خدا بپرس
علی جعفری