تمام پروانهها قاصدک بودند
به هر قاصدکی
راز چشمان تو را گفتم
پروانه شد
تمام پروانهها
ادای چشمان تو را
در میآورند
چون بغض مرا دوست دارند
کیکاووس یاکیده
چنان تمام راهها
به چشمان تو ختم میشوند
که گویی
کوه و دریا و دشت در تو اتفاق میافتد
این من نیستم که
برای دیدنت دنیا را بهم میریزد
این من نیستم که
بیدرنگ دل به مسیر میسپارد
این جاذبهی وصل توست
که اینگونه مرا در خود میکشد
شیما سبحانی
امن ترین مکان برای دل
عشق ست
که خود را
در او می شناسی
و می خواهی باقی عمرت
هر چه زودتر
با او شروع شود
تا دوستش بداری
به خاطر آن چیزی
که با او می شوی
پرویز صادقی
کمی ترانه بیاور شبیه چشمانت
دمی بهانه بیاور به چین دامانت
غربیگی مکن ای تک ستاره امّید
شبی نشانه بیاور به جمع یارانت
خزانکه خاطره مهر و ماه آذر شد
کمی زبانه بیاور به فصل آبانت
برای نافله سوز و ساز و هذیانی
تبی دلانه بیاور به کیش و ایمانت
دخیل ساحت عشقم عنایتی فرما
سری به شانه بیاور سرم بقربانت
مقیم واحه دردم در امتداد کویر
گهی جوانه بیاور به دوش بارانت
تو مرغ قله قافی به خاطر زالت
پری به لانه بیاور به رسم پیمانت
علی معصومی