پشت شبستان, سفالینه کاشی هاست

پشت شبستان, سفالینه کاشی هاست
نمیدانم تو از کدام سو نگاهم را به تماشا نشسته ای
از سر انگشت یادت تا چشمه های پنهان کویر
تا تمامی دوردست ادراک پنجره از تو
من به سکوت سپید قصه ها نشسته ام
حساب مرا با بوسه های نا تمام خود مگذار
من سالیان زیادی است کنار تقصیر درختان مانده ام
در میان قصه های ماندگار این کوچه ها
تو میمانی, خوب میدانم
مرا هم کنار این خشت های خشک سائیده
به زمزمه ای دلخوش دار

احسان ناجی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد