جزمن توگر یاری دگر,بر زیر سرداری بگو
افزون زمن برعشق خود,دیوانه ترداری بگو
گرمی ی بازارت منم,تنها خریدارت منم
ازبهرعشقت همچومن,خونین جگر داری بگو
ازعشقت ای دلدارمن,همچون گلی پژمرده ام
همتای من نامهربان,آزرده گرداری بگو
وقتی که گشتیم آشنا,بردردگشتم مبتلا
ازبهرعشقت همچومن,جان درخطرداری بگو
دیوانه بررویت شدم,گویی که جادویت شدم
مانندمن مجنون اگر,بر دور بر داری بگو
کزعشقت ای دلدارمن,درمانده ای مانند من
نالان زعشقت هرشبی,تادرسحرداری بگو
سرگشته ای ویلان منم,چون مرغ شب نالان منم
اندرقفس مرغی چومن,بی بال پرداری بگو
مارا زعشقت نازنین,ناکام کردی عاقبت
همچون(خزان)سرگشته تر,گر در نظر داری بگو
علی اصغر تقی پور تمیجانی