در فالِ من آمد که تو را زود ببینم
تا از گلِ لب های تو یک بوسه بچینم
در خواب تو آمد که مرا زود ببوسی
آنروز نبینم که نبینم که نبینم
تا خاکِ سر کوی تو کاشانه ی من هست
صدشکر که از لطف خدا کاخ نشینم
بی من تو همان قاصدکِ سربه هوایی
من بی تو غمانگیز ترین فصلِ زمینم
مِن بعد، نکش بر رخ من عشقِ کسی را
یک شهر به من گفته که دیوانه ترینم
علی محمد ابراهیمی شیرازی