شب آمد و دل به سکوت نشستماه پشت ابر، قصهها را شکستدر دل تاریکی، فانوسی صبورچشمبهراه صبح، با رویای عبورو در گوش باد گفت آرام و نرمکه هر شب سیاه، زادهی صبح گرممحسن ولیخانی