من از آدم ها زور ناجور میخواهم

من از آدم ها زور ناجور میخواهم
از این شهر جمله مرده کور میخواهم

در جان و دلم کشیده اند نقش ازل
من از روی خوش شما غور میخواهد

ساقی در این میکده می‌رقصد باز
من از ساقی پیوسته تنبور میخواهم

دل در دل من نقش نبندد به یقین
من از همه جز به تو نور میخواهم

امروز دلم ز ناله ها عود میخواهد
از هوای آلوده شهر دور میخواهد

با پای تو رقص کنان می آییم
تنبور و زبور ال انگور میخواهد

گفتم به لب لب بنهی مست شوم
خندید که مست شدن غرور میخواهد

من سر زده را به عشق خود مهمانم کن
از بس به تو گفتم نشد حور میخواهد

ساقی به کدام می که لب شهر خراب
از جمله ماکیان شفا ز مور میخواهد

دریا نفسی ز ال حق میجوید امروز
امروز که حق آمد باز ظهور می خواهد

سیاوش دریابار

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد