-
تو روح عاصیام
شنبه 9 بهمن 1400 01:24
تو روح عاصیام این آخرین بازمانده از تبار درد را در شعلههای عشق سوختی تو اینگونه دردناک شاعر شدن را به من آموختی حامد_نیازی
-
از چشم تو آن قدر دورم تازگی ها
شنبه 9 بهمن 1400 01:23
از چشم تو آن قدر دورم تازگی ها آن قدر دلتنگ حضورم تازگی ها که روبرویم هستی و دلتنگ هستم یک قاب سرد سوت و کورم تازگی ها مثل خیابانی پر از حس زمستان چشم انتظار یک عبورم تازگی ها عادت ندارم ساکت و سنگین بمانم زخمی تر از زخم غرورم تازگی ها در فصل گرم چشمهایم پلک تا پلک غرق عبوری و مرورم تازگی ها گفتی صبوری کن،صبوری...
-
زیبایی
شنبه 9 بهمن 1400 01:21
-
عشق یعنی
جمعه 8 بهمن 1400 01:59
-
به یک پلک تـــو مـیبخشم
جمعه 8 بهمن 1400 01:58
به یک پلک تـــو مـیبخشم تمـــام روز و شبها را که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را بخوان! با لهجهات حسّی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پُر کن بـــه هــــم نگذار لبها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم! تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را دلیلِ دلخوشـــیهایم! چه بُغرنج است دنیایم! چرا باید چنین...
-
انتظار
جمعه 8 بهمن 1400 01:56
-
وقتی خزان می رسد
جمعه 8 بهمن 1400 01:56
وقتی خزان می رسد ناله های حزین سازیی آشنا با کشش یکنواخت قلب مرا می نوردد ... نمی خواهم گذر زمان را باور کنم یک مرتبه صدای زنگ ساعت ، مرا به خود می آورد ! حس می کنم زمان خیال ایستادن دارد خودم را آهسته به باد می سپارم نسیم بداندیش مرا چون برگی پژمرده با خود می برد ... من در رنگ باخته خود ، و رودخانه ی نزدیکمان غرق می...
-
لیولنها ردیف شدند در سینیِ
جمعه 8 بهمن 1400 01:55
لیولنها ردیف شدند در سینیِ مسی جهیزیه ی مادرم نجوای او را شنیدم که می گفت: مهمان می آید لیوانها را ردیف نگه داشته ام تا بیایی... فروغ_گودرزی
-
چاره ای نیست جز عاشقانه سرودن
پنجشنبه 7 بهمن 1400 00:27
چاره ای نیست جز عاشقانه سرودن جایی که نماز درد هزار رکعت است محمد خسروی فرد
-
عشق خانه اش آباد
پنجشنبه 7 بهمن 1400 00:24
-
سرگشته در اعماق شب
پنجشنبه 7 بهمن 1400 00:21
سرگشته در اعماق شب سوسوی چراغی نیمسوز بُرخوردنِ برگهای پاسورِ رنگپریده و توالیِ ثانیههای نافرجام نازنین لقائی
-
زمستان
پنجشنبه 7 بهمن 1400 00:19
-
به اقامه ام می ایستم
پنجشنبه 7 بهمن 1400 00:11
به اقامه ام می ایستم قنوتم را سربالایی می روم و رکوع را خم به ابرو نمی آورم اما اگر به سجده ی تو سرازیرم کنند پای اقامه ام را می شکنم رضا نعمتی کرفکوهی
-
دیوارتنهایی
چهارشنبه 6 بهمن 1400 01:21
-
در خاطرِ خود بهانه ی شادی داشت
چهارشنبه 6 بهمن 1400 01:20
در خاطرِ خود بهانه ی شادی داشت رویــایِ بهـارِ سبـزِ آبـادی داشت بیچاره پرنده ای که در کنجِ قفس؛ از پنجره انتظـارِ آزادی داشت ... " امیرحسین پناهنده "
-
هر گاه دلت حال مرا گوش گرفت
چهارشنبه 6 بهمن 1400 01:17
هر گاه دلت حال مرا گوش گرفت یک لحظه سکوت کرد و خاموش گرفت حالا که تو رفته ای بدان بعد از تو، فکرت همه شب مرا در آغوش گرفت " امیرحسین پناهنده " +گوش گرفت یادش بخیر اولین بار تو دبیرستان شنیدم.. بچه بوشهری گفت ولی بچه ها به حرفش خندیدند...:(
-
متولد شدم تا دوستت داشته باشم ..
چهارشنبه 6 بهمن 1400 01:10
-
لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد
چهارشنبه 6 بهمن 1400 01:09
لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت با حریفان قهر بیجای توام آمد بیاد از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید اجتناب رغبت افزای...
-
بهارانه
سهشنبه 5 بهمن 1400 01:34
-
تمام عطارهای این شهر
سهشنبه 5 بهمن 1400 01:34
تمام عطارهای این شهر مرا دیوانه می خوانند.!! آن چه عِطریست ؟؟ که هیچ جای دیگر نیست!!.. ناامیدم کردند عطارها! چه خوب !! دالان باریک قرارهایمان هست هنوز. ! هیچ بادی هم نمی وزد..!!! در همین دالان .. خودم تنها , یک عطاری خواهم زد مجید جاوید
-
خدایا
سهشنبه 5 بهمن 1400 01:33
-
تا که انگشتان تو لغزید در خاک تنم
سهشنبه 5 بهمن 1400 01:32
تا که انگشتان تو لغزید در خاک تنم گر گرفت از آتش دستان تو پیراهنم لحظه ی پرواز شد در کنج آغوش خیال آن زمانی که دو دستت حلقه شد بر گردنم خط لبخندت که نقش انداخت بر سیمای تو حسِ خوبی داشت بر لبهای تو لغزیدنم پیله ام را تنگ تر کن با دو دستت زانکه من در حریم امن تو در حال شاعر گشتنم در تب عشقت اگر آتش بگیرم چاره چیست ؟...
-
دل تنگم و دیدارِ تو درمانِ من است
سهشنبه 5 بهمن 1400 01:30
دل تنگم و دیدارِ تو درمانِ من است بی رنگِ رُخت، زمانه زندانِ من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تَنی آنچِ از غمِ هجرانِ تو بر جانِ من است! مولوی
-
قصر
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:52
-
آنقدر بهانه آوردند
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:52
آنقدر بهانه آوردند کبوترهایت که از یاد برد گلدستهای وقت اذان را... لادن_آهور
-
زیباتر از چشمان تو
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:50
زیباتر از چشمان تو چشمان من بود وقتی که تصویرت بر آنها نقش میبست مهتاب_رضایی
-
شاعر شدهام که بی قرارت باشم
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:50
شاعر شدهام که بی قرارت باشم دیوانهی چشمان خمارت باشم احساس نکن که تا ابد تنهایی چون آمدهام همیشه یارت باشم مهدی ملکی
-
ماه من..،
دوشنبه 4 بهمن 1400 01:49
ماه من..، یادم باشد دیگر برایت آه نکشم که مرا دردی ست پیدا میان نیمه پنهان تو؛ و چه زیباست این آخرین نفس های تنیده در جمع شعرهای دست به عصا حیف بی اثر است شهادتِ لحظه های فراموشی ذهن آشفته ام! مرتضی سنجری
-
عادت
یکشنبه 3 بهمن 1400 01:08
-
عکست را با خودم دارم
یکشنبه 3 بهمن 1400 01:06
عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به انجمن های ادبی سر میزنم! گوشه ای به التماس شاعری را گیر میاورم... عکست را نشان میدهم و سکوت ضبط شده ی صدایت را!... همان دوستت دارم هایی را که هیچ وقت نگفتی... و بعد اصرار میکنم تو را بسراید! دیروز بلاخره شاعری قبول کرد مدتی عکست را نگاه کرد... و به سکوت دوستت...