-
عشق تو را من اختراع کردم
شنبه 23 اسفند 1404 12:59
عشق تو را من اختراع کردم تا در زیر باران بدون چتر نباشم پیام های دروغین از عشق تو برای خودم فرستادم ! عشق تو را اختراع کردم چونان کسی که در تاریکی تنها می خواند، تا نترسد! "غاده السمان"
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 23 اسفند 1404 12:59
-
شعر و شاعری را بی خیال
شنبه 23 اسفند 1404 12:58
شعر و شاعری را بی خیال این بار که به دنیا آمدم ... گره ی روسری ات می شوم من هی ... و به هر بهانه ای خودم را وا می کنم از سرت و تو محکمتر از قبل ... گره ام میزنی پیش خودت. "حمید جدیدی"
-
ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم
شنبه 23 اسفند 1404 12:58
ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم هر چه جز یاد تو را با خاک یکسان می کند "مژگان عباسلو"
-
کاش خیاطِ بهتری بودی
شنبه 23 اسفند 1404 12:57
کاش خیاطِ بهتری بودی این تنهایی به تنم زار میزند و جیب هایش بزرگ تر از آن است که با دست هایِ من پر شود باید از فردا کمی بیشتر غصه بخورم...! "سمانه سوادی"
-
باید می گذاشتی عاشقت بمانم
شنبه 23 اسفند 1404 12:56
باید می گذاشتی عاشقت بمانم عشق چیزی نیست که هر دقیقه هر روز، اتفاق بیفتد اگر افتاد باید دو دستی چسبیدش باید می گذاشتی دو دستی بچسبم به قایق هایی که نجاتمان می دادند به رویاهایم به عشق زندگی اقیانوس دیوانه ای ست... "مهدیه لطیفی"
-
شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی
شنبه 23 اسفند 1404 12:56
شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی مرا دریاب ، ای خورشید در چشم تو زندانی ! خوش آن روز که بینم باغ خشک آرزویم را به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی بهار از رشک گل های شکر خند تو خواهد مرد که تنها بر لب نوش تو می زیبد ، گل افشانی شراب چشم های تو مرا خواهد گرفت از من اگر پیمانه ای از آن به چشمانم بنوشانی یقین دارم که در...
-
گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفتهای
شنبه 23 اسفند 1404 12:55
گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفتهای دست مرا چه خوب ، که محکم گرفتهای به به چه گونه های تر ِ دلبرانهای گلبرگ های قرمز شبنم گرفتهای در "های وهوی" مجلس شادانه دیدمت کز کرده ای و نوحه ی نو دم گرفتهای عید آمد و لباس سیاهت عوض نشد نوروز هم عزای محرم گرفتهای چرخی بزن زمین و زمان زیر و رو شود شعری بخوان، دوباره...
-
دهانم پر از دوست داشتنت بود
شنبه 23 اسفند 1404 12:54
دهانم پر از دوست داشتنت بود دَم نزدم تا خودت را زیر درخت زندگی ام برسانی من پرنده ای منتظر بودم که سال های سال نُت آوازش را به نوکش گرفت. "محسن حسینخانی"
-
فدای آن کمان های به هم پیوسته ات، هر یک
شنبه 23 اسفند 1404 12:54
فدای آن کمان های به هم پیوسته ات، هر یک جدا دخل مرا می آورد پیوند لازم نیست "بهمن صباغ زاده"
-
برای همه ی ما
جمعه 22 اسفند 1404 13:00
برای همه ی ما همه ی روزها فراموش می شوند به جز همان یک روز که نشانی آن را به هیچکس نگفته ایم محمدرضا عبدالملکیان
-
برای من همیشه وقت کم بود
جمعه 22 اسفند 1404 12:59
برای من همیشه وقت کم بود برای با تو بودن وقت کم بود تو روزایی که ما زندگی کردیم همیشه آدم خوشبخت کم بود مریم اسدی
-
در بین شاه های جهان هیچ یک نداشت
جمعه 22 اسفند 1404 12:58
در بین شاه های جهان هیچ یک نداشت گنجی به قدر و قیمت تو در خزانه ها حالا شدم شبیه سلیمان که می خورند کم کم عصای عمر مرا موریانه ها... امید صباغ نو از کتاب جنگ میان ما دو نفر کشته می دهد
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 22 اسفند 1404 12:57
-
من با نسیم اول پاییز هم درگیر
جمعه 22 اسفند 1404 12:56
من با نسیم اول پاییز هم درگیر در تو ولی سرمای بهمن نیز بی تاثیر تو یک درخت بیدمشکی در دل جنگل با هر نسیم صبحگاهی میشوی تکثیر من یک گل بابونه ام که هفتصد سال است روئیده ام بر سردسیر شانه ی پامیر... پانته آ صفایی
-
من از تنهایی لذت می برم،
جمعه 22 اسفند 1404 12:54
من از تنهایی لذت می برم، درسته که همیشه آدم ها دنبال یه داستان می گردن تا باهاش کلنجار برن و اینم می دونم که خیلی بلند پروازیه که بخوای تنهایی خوشبخت باشی، اما خب تنهایی خوبیش اینه که نمیذاره کسی اصول زندگیت رو خراب کنه، من به اصول زندگیم و تنهاییم پایبندم. واسه نگه داشتن تنهایی هم اولین قدم اینه که از کسی خوشت نیاد و...
-
حالا که رفته ای
جمعه 22 اسفند 1404 12:54
حالا که رفته ای گلدان کنار پنجره خالیست برمی گردم، از پیرهنت گلی می چینم این گونه بهتر است خاطره ها پیر نمی شوند محمدرضا عبدالملکیان
-
دلم گرفته چنان ابرهای پاییزی
جمعه 22 اسفند 1404 12:53
دلم گرفته چنان ابرهای پاییزی بخوان برای من امشب ترانه ای چیزی تو عاشقانه ترین رود سرزمین منی که هیچ وقت به دریای من نمی ریزی... امید صباغ نو
-
می توان تلخ تر از دوری ات
جمعه 22 اسفند 1404 12:52
می توان تلخ تر از دوری ات اندوهی را تصور کرد ؟ گُمان می کنم نه وَ اما جواب تو آری ست می شد تورا نداشت می شد پیش تر از اینها دستت را از دست داد تو از من جلوتر ایستاده ای به اندازه ی خوابِ نوزادی در گهواره به قدری که آفتابِ فردا را پیش از من نوازش کنی تو راست می گفتی می شد تلخ تر هم این روزها می گذشت بماند که این فصل بی...
-
رگ بارهای اشک ، شوره زار ِ ابدی را باور نمی کند.
جمعه 22 اسفند 1404 12:51
رگ بارهای اشک ، شوره زار ِ ابدی را باور نمی کند. رگبار ِ اشک ، شوره زار ِ ابدی را بارور نمی کند . رگبار های اشک ، بی حاصل است و کاج ِ سرافراز ِ صلیب چنان پربار است که مریم ِ سوگوار عیسای مصلوب اش را باز نمی شناسد . در انتهای آسمان ِ خالی ، دیواری عظیم فرو ریخته است و فریاد ِ سرگردان ِ تو دیگر به سوی تو باز نخواهد گشت...
-
همیشه برآنم
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:42
همیشه برآنم تا دلی را نشکنم اما وقتی به خود نگاه میکنم تکه تکه ام ایلهان برک مترجم : سیامک تقی زاده
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:42
-
هرصبح
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:41
هرصبح چنددقیقه زودتر بیدار میشوم و خواستنت را زودتر از روزهای قبل آغاز میکنم لیلا کردبچه
-
خواستنی
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:41
ای خواستنی ترین خواهش خواستن انگیزه ی از خواب سحر بر خاستن ای پاسخ نمی شودها و ناممکن ها ای تصویر رخ ماه در برکه کاشتن سجاد فرهمند ...
-
قلب ما هنگام وصل از التهاب افتاده است
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:39
قلب ما هنگام وصل از التهاب افتاده است رود چون دریا شود از پیچ و تاب افتاده است در پی حل معمای نگاهت نیستم قفل این میخانه در جام شراب افتاده است احسان افشاری
-
بوسههایت انار را میترکاند
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:39
بوسههایت انار را میترکاند نفسهایت سیب را میرساند آغوشت ابر را میباراند پائیز ترینی تو! باران حجتی
-
آخر به من بگو که تو طاقت می آوری
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:38
آخر به من بگو که تو طاقت می آوری تو دل به من ببندی و من دل به دیگری؟ ما تکه های گمشده ی پیکر همیم آیا رواست بر تن خود این ستمگری؟ آیا رواست چهره بپوشانی از خودت از این و آن بنا بگذاری به دلبری زیباترین صنوبر باغی ولی چه سود بر شانه ی تو لانه ندارد کبوتری ای بی نیاز کرده جوانسالی ات مرا از شاخه های سبز درخت تناوری من...
-
غاری یک نفره ام
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:38
غاری یک نفره ام در طبقه ی دوم آپارتمانی در محله ای شلوغ صبح ها بیرون می زنم از خودم دنبال کوهی که جا برای غاری یک نفره داشته باشد شب ها بر می گردم به خودم آتش روشن می کنم و روی دیواره هایم طرحی می کشم از معشوقه ای که ندارم جلیل صفربیگی
-
لب های تو
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:37
لب های تو روزهای قرمز تقویم منند برای بوسیدنشان باید همه چیز را تعطیل کرد محسن حسینخانی
-
بهتر است که
پنجشنبه 21 اسفند 1404 12:36
بهتر است که هرگز تمامی روحت را برای یک مرد که چیزی از عشق نمیداند عریان نکنی تحمل تجاوز به روح از هضم تجاوز به جسم صدها برابر بدتر است فرانتس کافکا