-
من دنیای واقعی را دوست دارم
دوشنبه 29 دی 1404 12:57
من دنیای واقعی را دوست دارم زیستن در ناممکنها بیهوده و غمانگیز است نمیشود از رنگ دریا ماهی گرفت نمیشود از عکس درختان میوه چید ب ر کههای رویا، پرندگان را سیراب نمیکنند مرا ببخش فراموشت کردم نمیتوانستم به دیواری در دوردستها تکیه کنم ! | رسول یونان |
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 29 دی 1404 12:56
-
انسان آن چه که فکر می کند، نیست
دوشنبه 29 دی 1404 12:56
انسان آن چه که فکر می کند، نیست آن چیزی ست که پنهان می کند . | آندره مارلو |
-
بهش گفتم وقتی باهات آشنا شدم
دوشنبه 29 دی 1404 12:54
بهش گفتم وقتی باهات آشنا شدم اولین چیزی که بهش اشاره کردم این بود که گفتم من خیلی زودرنجم ! مثلا یه بار صدات کنم بجا 'جانم'بگی 'بله ' دلم میگیره ! قلبم میشکنه ! گفتم مثلا اگه برات قلب بفرستم بهم لبخند بزنی دلم میگیره ! یا اینکه اگه بهت بگم بیا همو ببینیم و بگی اون روز کار داری ناراحت میشم به نظرت تا الان چندبار این...
-
بهار گل نیست
دوشنبه 29 دی 1404 12:52
بهار گل نیست شکوفه نیست نه سبزه وُ نه سفرهی هفتسین. بهار تویی که هر سال تکرار میشوی تکراری اما، نه! " رضا کاظمی "
-
دیگر هیچ چیزی خودش نخواهد بود
دوشنبه 29 دی 1404 12:52
دیگر هیچ چیزی خودش نخواهد بود نه این آسمان ، آسمان نه درخت ، درخت نه دریا ، دریا این قلب هم دیگر نمیتواند قلب باشد که به تو بخشیده بودمش سیگار مردی دیگر را در آن خاموش کردهای ! | علیرضا راهب |
-
من از همهی آنچه نداشته ام، اشباع شده ام
دوشنبه 29 دی 1404 12:50
من از همهی آنچه نداشته ام، اشباع شده ام لبریز شده ام خسته شده ام همهی آنچه نیست، از من دارد سر میرود. آیا کسی حرف مرا میفهمد؟
-
خدایا
دوشنبه 29 دی 1404 12:49
خدایا منم هایم را نبین خودت میدانی اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک من_بی_تو_هیچم
-
باران می بارد
دوشنبه 29 دی 1404 12:48
-
کسی را "دوست بدار" که "دوستت دارد"
دوشنبه 29 دی 1404 12:44
کسی را "دوست بدار" که "دوستت دارد " حتی اگر غلام درگاهت باشد , ودست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد " حتی اگر سلطان قلبت باشد , فراموش نکن که "زمان " آدم وفادار را مشخص می کند نه " زبان "… " دکتر الهی قمشه ای "
-
به حرف ِ تو رسیده ام ،
یکشنبه 28 دی 1404 12:50
به حرف ِ تو رسیده ام ، به حروف نام تو ... باقی حرفها را برای چه اختراع کرده اند ؟ ! ترکیبشان جز دروغی برای ادامه ی زندگی نیست ! شمس لنگرودی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 28 دی 1404 12:49
-
زمستان از دستهایم گذشته
یکشنبه 28 دی 1404 12:48
زمستان از دستهایم گذشته به استخوانم رسیده بود و ها کردن آنها همان قدر گرمشان میکرد که دستهای آدم برفی را | شمیم شهابی |
-
اندوهت را ملامتی نیست،
یکشنبه 28 دی 1404 12:47
" حُزنکَ لا یُلام، أنا لو کنتُ حزنًا لتمنّیتُ أن أسکنَ صدرَک . " اندوهت را ملامتی نیست، من هم اگر اندوه بودم آرزو داشتم در سینهات بنشینم . | هبةهاجر |
-
به چه زبانی با تو سخن بگویم
یکشنبه 28 دی 1404 12:45
به چه زبانی با تو سخن بگویم با شعر با قصه های تاریخی با تصنیفهای کوچه و بازار تویی که چون آهوان می گریزی من دامی ندارم من خودم صید گیسوان تو گشته ام به هر زبانی می گویم تو نمی شنوی به در به دیوار به سنگ به آهن سوگند می خورم نام تو را در آسمان دیده ام به چشم به ابرو به لب به گیسو قسم ات می دهم پاسخی به گریه های من بده...
-
نه عادت بدی هستم
یکشنبه 28 دی 1404 12:43
نه عادت بدی هستم نه فعل حرامی نه گناه کبیره ای پس چرا می خواهی ترکم کنی ؟! ... " رضا کاظمی " .......................... .......................
-
اصلا عاشقانه نیست.
یکشنبه 28 دی 1404 12:42
تو چمدان باران این تصویر از پشت پنجره اصلا عاشقانه نیست . .. | آرش امینی |
-
در زمینی که ضمیرِ من و توست
یکشنبه 28 دی 1404 12:41
در زمینی که ضمیرِ من و توست از نخستین دیدار، هر سخن، هر رفتار دانه هاییست که می افشانیم برگ و باریست که می رویانیم آب و خورشید و نسیمش «مِهـــر» است گر بدان گونه که بایست به بار آیـَد زندگی را به دل انگیزترین چهره بیــارایَد... "فریدون مشیری"
-
پرنـــده در صدای خوشش
یکشنبه 28 دی 1404 12:40
پرنـــده در صدای خوشش رنج و درد و ماتـــم نیست پرنده اهلِ شِکــوه و اهلِ گلایه و غــم نیست خوش به حالِ هوایش و خوش به حالِ دلش و خوش به حال پرنـــده که مثلِ آدم نیست "مجتبی کاشانی"
-
پدرها خسته سفرهها خالی....
یکشنبه 28 دی 1404 12:38
سال به سال هر سال صحبت از نفت و چراغ و سپیدهدم است صحبت از سفره گشودنِ صبح است صحبت از علاقه عجیبی به اسمِ عدالت است، اما پردهها تاریک پدرها خسته سفرهها خالی .... | سیدعلی صالحی |
-
زمستان سختی پیش روست...
شنبه 27 دی 1404 13:04
زمستان سختی پیش روست ... خوب میدانم؛ و این بوسه های گرم " مبادا"یی ست برای"روز"های سردتر که روی پیشانی ات ذخیره میکنم ! | حمید جدیدی |
-
زمستان
شنبه 27 دی 1404 13:03
به تکرار یک فصل دائم رسیدم زمستان زمستان زمستان زمستان | علیرضا آذر |
-
منی که کنج خیابان شبانه می گردم
شنبه 27 دی 1404 13:01
منی که کنج خیابان شبانه می گردم برای گریه به دنبال شانه می گردم خمیده قد غزل در غیاب بلبل و گل هَزارِ خسته ام از گل نشانه می گردم من از تو زخم فقط خورده ام ولی ؛ از نو خودم برای خودم تازیانه می گردم سکوت در همه جا رخنه کرده ای مطرب بخوان ترانه ی غم را ؛ ترانه می گردم غرور اگر بگذارد هوا هوای غم است گرفته بغضِ گلویم...
-
مجموع پریشانی و دلتنگی ام اندازه ندارد
شنبه 27 دی 1404 13:01
مجموع پریشانی و دلتنگی ام اندازه ندارد کم مانده که تسلیم شرایط شده فریاد برآرم یک عمر در اندیشه ی سامانِ دلم بودم و افسوس حالا به حراج است همه جان و تن و دار و ندارم بغضی به گلو دارم و صد بیتِ جگرسوز امانت باید بنویسم غزلی مثل همین حالِ نزارم ... آنقدر که آشفته و سرگشته ام از رفتنت ای دوست یک مصرع خوش قافیه، یک مصرع...
-
جاودانگی
شنبه 27 دی 1404 13:00
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت : " تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم ". این جملهیِ بهظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید . از کلمهیِ عشق مهمتر، کلمههایِ "همیشه" و "تمایل" است ! آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود، جاودانگی بود ... | جاودانگی / میلان کوندرا |
-
عیدتون مبارک عیدمبعث
شنبه 27 دی 1404 12:59
در غار حر امین سرمد آمد محمود وابوالقاسم واحمد آمد از بهر نجات بشریت امروز فرمان رسالت محمد ص آمد عیدتون مبارک عیدمبعث
-
نگاهت
شنبه 27 دی 1404 12:57
نگاهت همچو چای خوشِ عطرِ دیدار آب می کند قند دل را بیرون بیا ... ای ماهِ من وسوسه چیدم برای سیب کالِ آرزوهایت شکلات تلخ تقدیر می زند نیشخند بر تشویشِ لحظه ها تیک تاکِ ساعت دلتنگی بوسه می زند بر ثانیه ها شکست در تار و پودِ فرشِ انتظار مجسمه ی بی دفاعِ آرزوهایم مثنوی عشقت نمک گیرم کرد اما غزل خداحافظی ات از زندگی سیرم...
-
نازنین باز که اینبار کمی جا زده ای؟
شنبه 27 دی 1404 12:57
نازنین باز که اینبار کمی جا زده ای؟ از منو عشق رها گشته به صحرا زده ای ذهن من پر شده از یاد تو جانم همه جا نقش خود بر دِلِ ما وای چه زیبا زده ای گفته بودی که مرا سخت گرفتار شدی پس چه شد آتَشِ غم بر مَنِ تنها زده ای دل به رویای تو بستم همه عمرم که نشد رفته ای قید مرا چون به درازا زده ای من همان قایق طوفان زده ام در...
-
اندوه عزیز
شنبه 27 دی 1404 12:56
اندوه عزیز دوستت دارم مثل آن درخت ولی ببین آن درخت که همانجا ایستاده و من دوستش دارم نیامده در قلبم بنشیند ریشه بدواند برای همیشه بماند | سینا به منش |
-
زندگی، قصیده نیست؛ غزلست
شنبه 27 دی 1404 12:55
کوتاه . و عاشقانه زندگی، قصیده نیست؛ غزلست فرشاداسکندری شرفی