می‌شنوم بوی گل از عکس تو

می‌شنوم بوی گل از عکس تو
پر شده ازخندهء تو گوش من

شهر ،گلویش بگرفته ز بغض
نام تو پیچیده شده در دهن

اشک سرازیر چو جوی روان
زرد شده باغ و گل و نسترن

نقش تو پیدا بود ازهر جهت
سرو چمان آمده اندر چمن

کاش نمی دیدم از آن ابتدا
مرمر بین یقه ی پیرهن

بال وپرم سوخته پروانه وار
شمع توروشن به همه انجمن

درج بکن داخل پرونده ات
زیر همان پاورقی اسم من

تاتو پشیمان شدی ازکار خود
جای تو محفوظ درآغوش من

کاش میسر بشدی وقت فوت
نام تو را حک بکنند برکفن

عبدالنبی اکبری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد