-
پیشکش کن
شنبه 1 بهمن 1401 08:32
پیشکش کن زیبایی شگفت انگیز خود را منتظر ِ تو اند بینندگان ِ کوچه و خیابان های شلوغ ِ شهر ساطع کن پرتو سحرانگیز ِ چشمان ت را بر رهگذران ِ عام بیفشان در وسعت ِ مردانه های تاریخ عطر هیجان انگیز بدن ت را لابلای هزارتوی تقدس و ریا شکوفا کن به ترنم شادی و امید لب های سرخ بودن را در طوفان زدگی شقایق ِ گریز منتظر قدم ها و...
-
انتظار
جمعه 30 دی 1401 09:04
-
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ
جمعه 30 دی 1401 09:04
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﺎﺩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ ؟ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ ؟ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ؟ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻌﺮ محسن حسینخانی
-
عشق من
جمعه 30 دی 1401 09:03
عشق من برای من از رفتن ها چیزی نگو با من از ماندن حرف بزن با من از روزهایی بگو که آرزو داشته ای برای من از چیزهایی حرف بزن که تا به حال به زبان نیاورده ای من سراپا گوش می شوم تو فقط کمی از ماندن حرف بزن حاتمه ابراهیم زاده
-
امید
جمعه 30 دی 1401 09:02
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 دی 1401 09:01
دیشـب روبـه آسمـان تـک تـک ستـاره هـا را شمـردم یکـی کـم بـود آه فـرامـوش کـرده بـودم نیمـه شبـی بـه قلـب مـن فـرود آمـدی حیدر ولی زاده
-
دیوارها
پنجشنبه 29 دی 1401 08:34
دیوارها مرزها ارتشهای جهان این همه پیامبر کتابهای آسمانی حتی بهشت و جهنم برای این است که ما "دوست داشتن" را نمیفهمیم... #فلوراتاجیکی
-
بهای سنگینی دادم تا بفهمم
پنجشنبه 29 دی 1401 08:33
بهای سنگینی دادم تا بفهمم کسی را که قصد ماندن ندارد. باید راهی کرد..! #سیمین_دانشور
-
تا خدا هست
پنجشنبه 29 دی 1401 08:33
-
دیگر شب هایم را ؛ به غصه تلف نخواهم کرد ...
پنجشنبه 29 دی 1401 08:31
دیگر شب هایم را ؛ به غصه تلف نخواهم کرد ... شب ؛ فرصتیست برایِ تصمیم هایِ خوب ! رفته ها را به گذشته می سپارم ،،، و مانده ها را عاشقانه دوست خواهم داشت ... من این را فهمیده ام ؛ هیچکس جز خودم ؛ توانِ بخیر کردنِ شب هایِ مرا ندارد ! • نرگس صرافیان طوفان
-
هر شب ؛ حسرت خواب
پنجشنبه 29 دی 1401 08:30
هر شب ؛ حسرت خواب به چشمانم میماند بس که پشت پلکهای خسته ام از این طرف به آن طرف قدم میزنی و میخندی و دل میبری.. • الهه مظفریان
-
با درد هجرانت پــــر از دردم پر از ویرانی ام
چهارشنبه 28 دی 1401 08:22
با درد هجرانت پــــر از دردم پر از ویرانی ام دردا که وقت خواب هم از خاطرت می رانی ام افسونِ چشمانت اسیرم کرد و رفتی بی خیال یک شب بیا تا خود ببینی دیده ی بارانی ام فرهادم و دیوانه ی شیرین ترین معشوقه ام در بیستون خاطراتم کـــــرده ای زنـدانی ام شولای غم سنگین و رنجم از فـــراق روی تو آخـــــر رمیدی از نگاهم خوشگلِ...
-
کوهستان
چهارشنبه 28 دی 1401 08:20
-
عشق نام کوچک توست
چهارشنبه 28 دی 1401 08:20
عشق نام کوچک توست شیدا منم به وقت صدا زدنت علی آقا اخوان ملایری
-
بر سرم زد که سر دار تو را می خوانم
چهارشنبه 28 دی 1401 08:19
بر سرم زد که سر دار تو را می خوانم اول صبح سپیدار تو را می خوانم باز هم این دل من کفش لجاجت پوشید نیست در دست من انگار تو را می خوانم با من دل شده ترس غم رسوایی نیست من که در کوچه و بازار تو را می خوانم گردنم گر برود باز تویی فریادم بی سرم کن سر این کار تو را می خوان م فرصت یکسره ام تا به قیامت بدهند مطمئن باش که...
-
با خلوص نیت از دل عشق ورزیدم ولی
چهارشنبه 28 دی 1401 08:18
-
در سکوت خیالم
سهشنبه 27 دی 1401 08:21
در سکوت خیالم و در صبحی تازه نفس از پشت پنجره ها تو را میبینم که بر امواج نور طعم بهار را در نگاه هر درخت شکوفا می کنی من , با نگاه باران زده به تو می اندیشم بی مقدمه , از عمق جانم فریاد میزنم دوستت دارم مهناز چالاکی
-
عشق هم شیرین و هم فرهاد را دیوانه کرد
سهشنبه 27 دی 1401 08:20
عشق هم شیرین و هم فرهاد را دیوانه کرد قصه دلـــدادگان را مثل یک افسانـــه کرد با کـــلام دلنشینی می شود در دل نشست تا که خود را چند سالی حاکمی شاهانه کرد عاشقان را دیـــده ای افتاده در دام دل اند عشق شیـرین خسروان را راهی میخانـه کرد سرو آزادی شود آنکس رهــــد از دام عشق مثل یوسف معبدی را خالـــی از بتخانه کرد پیله ها...
-
در خانه نشسته ام
سهشنبه 27 دی 1401 08:20
در خانه نشسته ام دیوار ها تنگ تر از همیشه اند ساعت نبض میزند خاطرات روی افکارم خط انداخت یادم آورد شبی را زیستم که در آن خورشید همگام با تاریکی بود همه ی تو از آن من همه ی من از آن تو چه هم همه بازاری بود نگاهت چون مرغان وحشی نی نی چشمانم را می دزدید چه ناگهان تحریم شدم از آن شب که تو رفتی و دیوار مرا میبلعد که تو...
-
تغییر
سهشنبه 27 دی 1401 08:19
-
لطف من ارزانی تو لطف تورا چه میشود
سهشنبه 27 دی 1401 08:18
لطف من ارزانی تو لطف تورا چه میشود صوت خوش صدای تو گوش مرا چه میشود لقلقه زبان من تویی حس تورا چه میشود رایحه عطر گیسوان تو شامه من چه میشود دست منو دامن تو دامن تو چه میشود آنهمه ناز ودلبریت سهم مرا چه میشود غصه وغمهای فراق من برای تو چه میشود وقت نداشتنت برام زمان من جه میشود دغدغه های شعر من تویی سردی تو چه میشود...
-
گوشه ی چشم
دوشنبه 26 دی 1401 07:44
-
کاش باور می کردی بودم و نبودی
دوشنبه 26 دی 1401 07:43
کاش باور می کردی بودم و نبودی دیدم و ندیدی گریستم و خندیدی تصمیم به رفتن گرفتم در لبه زندگی و مرگ بود زندگی را بدرود گفتم آخرین نگاهم لبخند تلخت بود کاش باور می کردی زندگی حس بهتری بود فریبا صادقی
-
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ ..
دوشنبه 26 دی 1401 07:41
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ .. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﭼﻨﺪﺳﺎﻟﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﺴﺘﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺮﮒ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﯼ ﻃﺮﺑﻨﺎﮎ ﭼﻤﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﻗﺺ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺩﺭﺑﺎﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﻨﺪﻡ ﺷﺎﺩ ! ﺁﺭﯼ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻧﮕﺎﺭ ! ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻠﻮﺗﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﯾﺎﺭ ! ﯾﺎﺑﻘﻮﻝ ﺧﻮﺍﺟﻪ، ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺑﻮﺱ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ! ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻮﯾﻨﺪ .. ﻣﻦ ﻧﻪ...
-
هیچ کس باور نمى کند
دوشنبه 26 دی 1401 07:40
هیچ کس باور نمى کند اما این قایق کاغذى ما را خواهد برد به کومه اى دور دست که پلکش را تنها رو به مه باز مى کند تا بى آن که گونه ام گل بیفتد بازهم بخواهمت ((گراناز موسوى))
-
عشقبازی به همین آسانی ست...
دوشنبه 26 دی 1401 07:40
-
نیمه شب خواب تو را دیدم و بیدار شدم..
دوشنبه 26 دی 1401 07:39
نیمه شب خواب تو را دیدم و بیدار شدم... چشم بگشودم و تو باز نبودی ... بغض از چشم فرو ریخت... و باز... خود را ب آغوش کشیدم و نوازش دادم حیف از آن خواب... حیف از آن بوسه شیرین... و آغوش ک در خواب گذشت... سحر زارعی
-
من در جستجوی آن حقیقیت پنهان در خودم.
دوشنبه 26 دی 1401 07:38
من در جستجوی آن حقیقیت پنهان در خودم. همان ژرفای تکرار ناپذیر وجود. در تکرار بینهایت هستی. جایی که در خود ابدی خواهیم شد. محبوبه محمدی
-
ببین چگونه
یکشنبه 25 دی 1401 08:24
ببین چگونه از نگاهت شعر می تراود وقتی که تمام پائیز من در چشمان بارانی تو شکوفا می شود و همه ی غم های چرکین از دلم شسته خواهد شد, گویی با هر قطره ای که می چکد بر روی کویر گونه هایت هزاران درخت پیر همچون بیدِ مجنون عاشق می شوند و باز قافیه ای زیبا نقش می بندد زیر سایه ی اَبروان سیاه تو مثل دو بیتی های ناب در پس پرچین...
-
حضورت جهان را معطر کند
یکشنبه 25 دی 1401 08:23
حضورت جهان را معطر کند زمین را پر از حوض کوثر کنی چو نوری, سروری و خیرِ کثیر همه کافران راتو ابتر کنی نگاه نجیبت به من باد آه به دستان محتاج ناقابلم به این فاطمه, فاطمه گفتنم به قدر کمی کاش بر این دلم تو خانم, تو بانو, بگو کیستی شما دلنیشن در جهان زیستی برازنده ی توست اطهر فقط شبیه کسی در جهان نیستی و مادر و همسر و...