-
همسایه
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:35
رودخانه های جهان همسایه اند کوه های جهان همسایه اند دره ها همسایه اند دردها همسایه اند سایه ها ... ما اما همسایه های مان را می کشیم ... آسیه_حیدری
-
شعر
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:34
-
برای دوست داشتن
سهشنبه 17 خرداد 1401 11:34
برای دوست داشتن چرا باید به عقب بر گردیم برای دوست داشتن چرا باید بمیریم (بیژن جلالی)
-
گاهی فکر میکنم د
دوشنبه 16 خرداد 1401 11:45
گاهی فکر میکنم دنیا با همه عظمتش تا چه اندازه میتواند حقیر و بی ارزش باشد. آدمها از بامِ باورِ ما سقوط میکنند، یکی...یکی. و قلب بی آلایش ما، تهی از عشق و اعتماد فرو میپاشد، زخم خورده، رنجیده، آرام...آرام نیکی فیروزکوهی
-
شرم باید کرد
دوشنبه 16 خرداد 1401 11:44
شرم باید کرد از گیاه از خاک از خورشید از آن همه هوای پاک که در سینه می دمید درخت رنجیده است که او را برای سایه اش می خواهند. آواز پرنده از مستی نیست در قفس ناله ی هجران است از آزادی آب می سوزد در شعله بی مبالاتی آدمها آب تشنه ی احترام مانده است. آنان که می گویند عشق اسارت است عاشق نبوده اند عشق اسارت نیست رهایی از...
-
در نبض مرطوب گردنت
دوشنبه 16 خرداد 1401 11:43
التهاب ربایش جان گیج مرا می شود شمرد بیا... که امتدادِ عطر آبی صبح از دریچه های مکرر دکمه های پیراهنم درست به آغوشت می ریزد همچون رودخانه ای که از تمام جهت ها به دریا... پریساقاسمى
-
چه خوش عطر بود
یکشنبه 15 خرداد 1401 11:11
چه خوش عطر بود آن شب تارهای مویت در دندانه های شانه همان وقت که افتاده بود شیشه عطر از لبه میز بر فرش در خانه ... سعید رضا علایی
-
همیشه باش
یکشنبه 15 خرداد 1401 11:08
همیشه باش چون جهان فقط با تو زیبا می شود بهمن نوری قاضی کند
-
دلم برایت تنگ شده است
یکشنبه 15 خرداد 1401 11:08
دلم برایت تنگ شده است و وقتی که میگویم تنگ نه مثل تنگیِ پیراهن... دلتنگیِ من مانند کشتی ای است که بهجای اقیانوس و دریا او را در حوض خانه انداخته اند... ((وحید عیسوی))
-
انتظار
شنبه 14 خرداد 1401 11:28
-
شعر هایم را که در شوقِ دیدارت سرودم
شنبه 14 خرداد 1401 11:28
شعر هایم را که در شوقِ دیدارت سرودم دوست دارم در شبی مهتابی و آرام با نوایی گرم با همان آهی که در هجرانِ تو، آشیانم را سوخت آن زمان که دستِ تو در میانِ گیسوانم خوب رقصان می شود در دو گوشِ تو، عاشقانه نجوا کنم تا سحر تا صبح ... زینب زرمسلک
-
کلافه از رنگم
شنبه 14 خرداد 1401 11:27
کلافه از رنگم رنگ آمیزِ دو رنگ و دور رنگ رنگ را بَدو تولد باختهام. کاظم کشاورز کلهری
-
دهانم رگباریست، آمادهی بوسیدنت است
جمعه 13 خرداد 1401 11:16
دهانم رگباریست، آمادهی بوسیدنت است تا نبوسمت اسلحه را زمین نمیگذارم! سعید فلاحی
-
گرگ ها
جمعه 13 خرداد 1401 11:15
-
سایه ات مدت هاست
جمعه 13 خرداد 1401 11:15
سایه ات مدت هاست برذهنم نقش می بندد بعد رفتنت سایه ات ماندگار شد شاید هنوز افتاب هست . شکوه رنجبر
-
خط مقدم است آغوشت
پنجشنبه 12 خرداد 1401 11:21
خط مقدم است آغوشت جهنمی که در آن آرام می شوم آسیه_حیدری
-
زیبای من...؛
پنجشنبه 12 خرداد 1401 11:20
زیبای من...؛ امشب..! گیسوانت را پریشان کن کشف حجاب نگاهم را گِره بزن به روسری اَت، زُلف شعرم را سخت بباف به عطر آخرین واژه های دود شده میان طعمِ گَسِ تنباکوی لبانت و مرا تحریم کن از ریه های شهرِ خاکستری چشمانت همچون فتوای میرزای شیرازی! مرتضی سنجری
-
حال خوب
پنجشنبه 12 خرداد 1401 11:19
-
ای شعر
چهارشنبه 11 خرداد 1401 11:36
ای شعر ای دشت وسیع در مسیر بی نهایت تا به انتهای تو برسم من مرده ام فخرالدین رشیدی
-
می ریزم شراب غم
چهارشنبه 11 خرداد 1401 11:35
می ریزم شراب غم بر آتش دل مگر خاموش شود !؟ گُر میگیرد ! ستار سلطانیان
-
حال خوب
چهارشنبه 11 خرداد 1401 11:35
-
به خیالم که اگر
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:16
به خیالم که اگر از کوچه ی بهشت و جهنم بیرون شدم و گریختم ، می دانم که به میدان جنگ میبرنم با خود ، اینجا به من مجال و فرصت دادند هرکاری خواهی کن در این مصافگاه ... امین دارابی
-
یاضامن آهو
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:15
-
خانه ات آباد تفسیر کن این حال دلم را
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:15
خانه ات آباد تفسیر کن این حال دلم را بی خود زخود و گیجی این حال اَلم را این جام بلوردل ما کوچک و تنگ است تو بگو وقت رسیدن به لب رود و بلم را فرهاد عبادی
-
ما بیتو به شیدایی
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:13
ما بیتو به شیدایی شیدایی ترین غزل آفتاب را بر پوست هر ستاره نوشتیم اوضاع روزگار چنانام ملول کرد هر گل که وضع مرا دید اشکی ز فرط گریه در قرابه به نام گلاب شد در این عزا وُ مجلس ختم رسول گل ای در خیال شیشه- مانده به زندان ما بی تو خوش نهایم تو بیما چهگونهای؟ (بیژن کلکی)
-
خورشید که از هر طرف طلوع کند
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:31
خورشید که از هر طرف طلوع کند باز هم شب تاریک بر تبعید من سایه افکنده؛ که مُدام در طول روز به سیاهی مردمک چشمان تو فکر می کنم و انگار تقدیر من این است تا در دادسرای عمومی نگاهت در برابر تمامی گناهانم باید اعتراف کنم! مرتضی سنجری
-
شادی
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:30
-
عشق
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:29
عشق سفر در توست از نجوای یک گل سرخ تا عمق دل یک پروانه پرویز صادقی
-
خوش به حالِ تو
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:32
خوش به حالِ تو که داری، خودت را وای به حالِ منِ بی تو مروت خیری
-
خیالاتِ تو،،،
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:31
خیالاتِ تو،،، به ارتفاعی قد کشیدهاند که، روزی چند بار به ملاقاتم می آیی. هر روز صبح مادر پیرم، --باد! کوچهی خاکی ما را جارو میکند! باران میگیرد تا، شبها، به من سر بزنی! شاید این درد کهنه را از گَودِ چشم هایم بشویی قلبم، شیشه ی شکننده ای شده است اما، دلتنگیهایم و دلتنگیهایت، شبیه تاخت و تازِ مغولها به جانم...