-
یاضامن آهو
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:15
-
خانه ات آباد تفسیر کن این حال دلم را
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:15
خانه ات آباد تفسیر کن این حال دلم را بی خود زخود و گیجی این حال اَلم را این جام بلوردل ما کوچک و تنگ است تو بگو وقت رسیدن به لب رود و بلم را فرهاد عبادی
-
ما بیتو به شیدایی
سهشنبه 10 خرداد 1401 11:13
ما بیتو به شیدایی شیدایی ترین غزل آفتاب را بر پوست هر ستاره نوشتیم اوضاع روزگار چنانام ملول کرد هر گل که وضع مرا دید اشکی ز فرط گریه در قرابه به نام گلاب شد در این عزا وُ مجلس ختم رسول گل ای در خیال شیشه- مانده به زندان ما بی تو خوش نهایم تو بیما چهگونهای؟ (بیژن کلکی)
-
خورشید که از هر طرف طلوع کند
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:31
خورشید که از هر طرف طلوع کند باز هم شب تاریک بر تبعید من سایه افکنده؛ که مُدام در طول روز به سیاهی مردمک چشمان تو فکر می کنم و انگار تقدیر من این است تا در دادسرای عمومی نگاهت در برابر تمامی گناهانم باید اعتراف کنم! مرتضی سنجری
-
شادی
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:30
-
عشق
دوشنبه 9 خرداد 1401 11:29
عشق سفر در توست از نجوای یک گل سرخ تا عمق دل یک پروانه پرویز صادقی
-
خوش به حالِ تو
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:32
خوش به حالِ تو که داری، خودت را وای به حالِ منِ بی تو مروت خیری
-
خیالاتِ تو،،،
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:31
خیالاتِ تو،،، به ارتفاعی قد کشیدهاند که، روزی چند بار به ملاقاتم می آیی. هر روز صبح مادر پیرم، --باد! کوچهی خاکی ما را جارو میکند! باران میگیرد تا، شبها، به من سر بزنی! شاید این درد کهنه را از گَودِ چشم هایم بشویی قلبم، شیشه ی شکننده ای شده است اما، دلتنگیهایم و دلتنگیهایت، شبیه تاخت و تازِ مغولها به جانم...
-
به اشک چشم آبیاری کردهام
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:31
به اشک چشم آبیاری کردهام مزرعهی انتظار را... وعدهی دیدارت را، --درو کن! سعید فلاحی
-
تو خدا رو داری
یکشنبه 8 خرداد 1401 11:30
-
بهار عطر احساس
شنبه 7 خرداد 1401 11:26
بهار عطر احساس و نسیم ظهورش را سایبان بید مجنون کرد بی آلایش عشق را به رود بخشید که از پای درختان فراتر رود تا روییدن خود را به تماشا بنشیند. فاطمه دانشور
-
زندگی شاد
شنبه 7 خرداد 1401 11:25
-
بیدارشو
شنبه 7 خرداد 1401 11:24
بیدارشو رو به قبله تو ایستاده ام و پشت ب تنهایى خودم درست از همان جهتى که من آرزو دارم در قنوت نمازت سایه کمرنگ مراببینى واگرخدا بخواهد براى شادى من وکوچ دلتنگى صله رحم رابا من آغاز کنى بیدارشو وپنجره امیدواریها را بروى نسیم باز کن و ملحفه ات رو به قبله خودت بتکان تا رایحه ى خواب ِ تو و عطرِ گرم تنِ اتاقت سینه مرا از...
-
ز تو با تو راز گویم به زبان بیزبانی
جمعه 6 خرداد 1401 10:58
ز تو با تو راز گویم به زبان بیزبانی به تو از تو راه جویم به نشان بینشانی چه شوی ز دیده پنهان که چو روز مینماید رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی تو چه آیتی شریفی که منزه از بیانی ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو...
-
دهانم شعر آلود
جمعه 6 خرداد 1401 10:57
دهانم شعر آلود استعاره ی چشمت را مزه می کند این کدام طعمست نچشیده ام لیلادهقان
-
کمی آرامش
جمعه 6 خرداد 1401 10:56
-
دنیا بدون شعر های
پنجشنبه 5 خرداد 1401 12:09
دنیا بدون شعر های من بیمار شد شکوه رنجبر
-
دوستی
پنجشنبه 5 خرداد 1401 12:08
دوستی فکر تو عایق سرمای من است فکر کردم به صمیمیت تو ، گرم شدم خنده کن خنده که با خنده ی تو آفتاب از ته دل می خندد شرم در چهره من داشت شقایق می کاشت سفره انداخته بودیم و کنارش باهم دوستی میخوردیم حرف تو سنگ بزرگی جلوی پای زمستان انداخت باز هم حرف بزن عمران صلاحی
-
اشک نرمی که بر گونه ی تنهایی ریخت
پنجشنبه 5 خرداد 1401 12:06
اشک نرمی که بر گونه ی تنهایی ریخت هُرم دستی، بوسه ای یا که میل نفسی است خال چشم تنهایی یادگارِ بغضِ رگی است در بسترِ اسارتی خاموش. پای رفتن تنهایی تاول زده است. دست های فرسوده از تنهایی ریسمان خمیده ی خیال را آویز شده است. همیشه سبز است، گلستان روزنه ی تنهایی و شاخه های برافراشته تا بیکران های عبور پشت خمیده ی خیال را...
-
نیستى،...هرچند
چهارشنبه 4 خرداد 1401 11:26
نیستى،...هرچند شقیقه هایت زنده تر از پیش به لب هایم ضربه مى زنند... به ساعتى که اگر خدا شعرى مى سرود تو آن شعر بودى در من، تفنگى ست صبور خودش را پر کرده انتظار مى کشد... پریساقاسمى
-
کم قول بده
چهارشنبه 4 خرداد 1401 11:25
-
شهریارا
چهارشنبه 4 خرداد 1401 11:25
شهریارا شعرهای تو دَوا بود آن صفای شاعری با تو صفا بود تو بِرفتیو غم رفتن تو تا به حالا در همه شعرهای توست زنده یاد استاد شهریار
-
دیروز در خیابان
سهشنبه 3 خرداد 1401 11:34
دیروز در خیابان زنی که چشمانش هیچ شباهتی به چشمان تو نداشت لبخند زد به من آهسته نزدیک شد و با صدایی که هیچ شباهتی به صدای تو نداشت صمیمانه پرسید ما یک دیگر را کجا دیدهایم ؟ در آن قصهی ناتمام نبود ؟ نمیدانم ؛ چرا آن زن ناگهان تو را به یادم آورد و گفتم : چرا در آن قصه بود واهه آرمن
-
اینجا ؛ سالی ؛ ماهی می بارد باران
سهشنبه 3 خرداد 1401 11:34
اینجا ؛ سالی ؛ ماهی می بارد باران روزی رسید باران رفتم بازار زودی خریدم چتر بیرون ؛ باد زد چترم برد هنوز دارم چتر اما ؛ بی چتر !! سعید رضا علایی
-
خانواده
سهشنبه 3 خرداد 1401 11:33
-
خالی است -دستانم-
دوشنبه 2 خرداد 1401 11:17
خالی است -دستانم- در تهیدستی، پُر است، از "نبودنت"،،، تنهاییام! لیلا_طیبی
-
شاید این قصه
دوشنبه 2 خرداد 1401 11:15
-
خرداد
دوشنبه 2 خرداد 1401 11:14
خرداد فصل ناگفته ها هر روز ورقش میزنم تا به تو برسم و روز تو نزدیک است آنگاه که پایان بهار است اما تو هنوز بهاری پر از رنگ ومن هر روز با تو زنده ام سمیرا خدابخشی
-
ای عشق
دوشنبه 2 خرداد 1401 11:11
-
فانوس ها را روشن می کنم
یکشنبه 1 خرداد 1401 11:57
فانوس ها را روشن می کنم برای با تو بودن و به یاد تو به هر پرنده مهاجر سلام خواهم داد فاطمه دانشور