-
از خودت چیزی نگفتهای
یکشنبه 13 شهریور 1401 01:20
از خودت چیزی نگفتهای هر چه هست رازیست که چشمانت با ستارگان در میان گذاشته است. زهرا محمدی
-
نصف من نصف تو عشق را رقم می زنیم
یکشنبه 13 شهریور 1401 01:20
نصف من نصف تو عشق را رقم می زنیم بی انصاف . تمام را تو برداشته ای عشق را نصف کنم؟ پیروز پورهادی
-
7صفر
یکشنبه 13 شهریور 1401 01:19
-
هیچ وقت صبر نداشتیم،
شنبه 12 شهریور 1401 01:39
هیچ وقت صبر نداشتیم، حتی همین درخت، که تابستانش را، داغ سر کشید، و برگهایش سوخت... نگین_رساء
-
لبیک یا حسین(ع)
شنبه 12 شهریور 1401 00:50
-
بزم افشان پاییز...
شنبه 12 شهریور 1401 00:50
بزم افشان پاییز... برگهایی عاشق ؛ خش خش شور ترانه هایشان , حبس در نفس ! زیر پای عابران ؛ خیره به راه , در فراق یار مژگان_کریمی
-
حال خوب
شنبه 12 شهریور 1401 00:48
-
جرعه جرعه سر می کشم
جمعه 11 شهریور 1401 01:20
جرعه جرعه سر می کشم یادت را تلخ در تنهایی از خود که بیخود می شوم شیرین ولی این جام همیشه لبریز است ! مجید جاوید
-
انتظار
جمعه 11 شهریور 1401 01:16
-
همچون رودخانه به جستجوی دریا
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:46
همچون رودخانه به جستجوی دریا حتی ژرف تر از آن چشم هایم در پی توست! ناوک_مژگان
-
خورشید
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:46
خورشید از تجربهی عجزی ناشناس بر شعر گریان میتابید! شعرِ من خاموش با سایهاش میگفت؛ نرو! نمیر! متن بیگانه بود و سایه انگار تا هرگز در آغوشِ ارغوان آرام خفته بود! میلاد_سقا
-
حال خوب
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:41
-
میخواهم کمی از بربرها بیاموزم
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:40
میخواهم کمی از بربرها بیاموزم به عشق ورزیدن من برای بیان شور خود به تو از همه چیز کم میآورم میخواهم مثال بربرها در دشت بهشت سینهات بتازم و پروای هیچ تاوانی در سرم نباشد علیرضا غفاری حافظ
-
چه منظره زیبایی
پنجشنبه 10 شهریور 1401 00:39
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:35
کاش می دانستم آنطرف چه خبر است ؟ یک لحظه هم این طرف نمی ماندم کاش می دانستم کجایی تو برای نوشیدن چای با تو از مرزها از خط ها از کوهها گذشتم آب از سرچشمه آوردم نبودی ندیدی آب از لای انگشتانم ریخت و جوانه زد گلی در دستانم کجایی تو ؟ کجایی تو ؟ دیگر چیزی مرا ناراحت نمی کند خیالت راحت ابرهای سیاه رفتند اشک های هراسم ریخته...
-
مادرانه
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:34
-
به گودال عمیق یاد تو نگاه می کنم!
چهارشنبه 9 شهریور 1401 01:26
به گودال عمیق یاد تو نگاه می کنم! به اولین چاله که می افتم احساس سبکی مرا پائین تر می برد!! غلامحسین افراس
-
لبخند بزن جانا!!
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:24
لبخند بزن جانا!! لبخند، که می زنی ! "چشمهایت " می درخشند! مانند ،"ستاره ی قطبی"! که برای "گمشده ها "سو سوی' امید' است! لبخند ،که می زنی!! دنیایم،" زیباتر" می شود! زیباتر، از "دشت گلهای شقایق" لبخند ،که می زنی! خورشید، با سخاوت تر "نورش "را به جهان می پاشد!...
-
... آکنده دل هنوز،
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:19
... آکنده دل هنوز، به آمدنت - گرمم - سرد حتی برای بردن - خاکسترم! محمد ترکمان
-
تو..
سهشنبه 8 شهریور 1401 01:18
-
یادش بخیر آن روزها
دوشنبه 7 شهریور 1401 02:04
یادش بخیر آن روزها عصرها صدای چرخ خیاطی مادر در حیاط دنج قدیمی خانه قشنگ ترین آهنگی بود که تا به حال در هیچ کافه امروزی نشنیده ام؛ انگار با تَرَک های پیشانی اَش و شعرهای روی لبانش پیراهنی از جنس عشق می دوخت با گُل های آفتابگردان برای روزهای پُر از خاطره همیشه در چشمانش دو استکان چای تازه دم و خوش رنگ با طعم بابونه نقش...
-
سرنوشتش بر صلیب فصل ها آونگ:
دوشنبه 7 شهریور 1401 02:03
سرنوشتش بر صلیب فصل ها آونگ: دیدگانش سبز چکمه هایش سرخ گونه هایش زرد بر فراز چتر زلفش برف می گذشت از راه دیدمش دلتنگ. (منصور اوجی)
-
دستانت را در دستان کوچه بگذار
دوشنبه 7 شهریور 1401 02:00
بیا زیبای من چنان برقصیم در این تاریکی که شب از حضور خود وحشت کند. زلف بر باد ده تا به صدای زنجیر شکن در شکنش در تمام شهر خفتگان برخیزند. دستانت را در دستان کوچه بگذار تا سروهای آزاد سرود عاشقانه سر دهند. زیبای من برق نگاهت الماسی ست که نور را صیقل می دهد. پگاه در انتظار نگاه تست. احمدشاملو
-
حال فرحناک مرا
یکشنبه 6 شهریور 1401 01:52
حال فرحناک مرا جز تو که داند امروز...؟ که بخواند هر رو دفتر مشق مرا مشق عشقی که الفبای شروع اش بودی... انسیه_سوسنی
-
بال هایم زخمی،توست
یکشنبه 6 شهریور 1401 01:51
بال هایم زخمی،توست اما هنوز دل پر می کشد به سویت! ناوک_مژگان
-
تن تو برف
یکشنبه 6 شهریور 1401 01:50
تن تو برف چشمانت چشمهِٔ زلال لبانت شکوفه انار موهایت گندمزار ای تمام فُصول من تمام فصل های ناگفته تو را دوست دارم چی ماه
-
یک کاسه شراب ارغوانی
شنبه 5 شهریور 1401 01:23
یک کاسه شراب ارغوانی در آغوش شاهد جوانی شب خیز و بیارای به شمعی این مجلس عیش جاودانی تاجی زگل و شکوفه بنشان بر گیسوی ابروی کمانی لب بر لب او نهاده مینوش از شهد لب لعل یمانی شمشیر بنه زین پس و خوش باش با عشق که پاسی است جوانی بهنام هاشمی
-
در برزخ ناپیدای حضورت
شنبه 5 شهریور 1401 01:21
در برزخ ناپیدای حضورت در بیابان بی کسی می دوم تا شاید سراب دیدارت کمی بهشتی ام کند در نفس های بی بازگشت در شب های بی ستاره راه تو از کدام کوچه خیال می گذرد تا در این باقی مانده ی ثانیه های عمر باز جاودانه شوم در دست های مهربانت فریبا کیان
-
شبم از بی ستارگی،شب گور
شنبه 5 شهریور 1401 01:19
-
یاحسین(ع)
جمعه 4 شهریور 1401 02:00