چندیست، با خیال تو خوابم نمی برد
در حسرت حضور توأم، در کنار خویش
پریناز جهانگیر
من اعتراف می کنم به حس دلسپردگی
به اینکه با تو زندگی دمی نمی شود هدر
پوریا بیگی
روزی رسد که مدام دلت برای من تنگ می شود
آن روز نام و نشان من قابی از سنگ می شود
بین تو و وجدان خُفه ات مدام جنگ می شود
آن روز برای تو عشق نامی ننگ می شود
و ساز مرگ و زندگی ات ناهماهنگ می شود
از آب ریخته بر سنگ قبر عشق نمی روید
فاطمه_مهری