امروز حس میکنم چیزی به زندگی بدهکار نیستم؛
چرا که بهترین و سختترین لحظات را لحظه به لحظه و به تمامی
زندگی کردهام.
زندگی درد را به من شناساند
عشق را به من آموخت،
شور و شیدایی خلاقیت را به من داد.
و به من باوراند
که سهم انسان از خوشبختی
به اندازهٔ عشقی است که ایثار میکند.
در_فاصله_دو_نقطه
ایران_درودی
پاییز
پشت پنجره
زیر درخت ها
لم داده و سیب گاز می زند
پنجره راست میگفت
فصلها
فقط
رنگ خاطره های ما را
عوض میکنند
برگ ها
برف ها
شکوفه ها
جابه جامی شوند
وتنها
تنهایی ماست که می ماند...
عنایت مقبلی
اکنون که میان من و تو فاصله باقیست
یاد تو در این ذهن پر از مشغله باقیست
رفتی و ندیدی که در این شهر غم انگیز
بعد از تو فقط سیل و فقط زلزله باقی است
من ابر بهارم که پس از بارش باران
در سینه ی من حسرت صد قافله باقی است
در کوی تو گر جشن و سرور است در اینجا
یک شاعر کم طاقت و بی حوصله باقیست
عشقی متولد شد و در روز نخستین
در خاطره ام مرد ولی قابله باقیست
بخشیدمت ای دوست, سفر کن به سلامت
اما تو بدان در دل ما قائله باقی است
سینا عباسی
آه ای روزگار!
لحظات بدت
بر ریل دلم
قطار شدهاند...
لیلا طیبی