دیــرسالی است دنبال آبم

دیــرسالی است دنبال آبم
تشـــنه ام تا خودم را بیابم
بی تو دیدم که مرداب خویشم
بی تو چیزی شبیه ســـرابم
تک درختی درون کویر و
قطره ای بر لب آفتابم
آدرسی نانوشته ز عشقم
نامه ای لای کهنه کتابم
بی تو در پشت دیوار این دل
سوز و سرماست..عالی جنابم
آشنا جان کویر حضورت
می دهد تا همیشه عذابم
کاش تا جراتت قد کشاند
پیچک کوچک پیچ وتابم
مرد آماده ی در رکاب
و...
حافظ عشق شاخ نباتم
زانوم بالش آبی توست
گیسوت را بده تا بتابم
گیسوانت طناب تنم باد
قامتت باد دار طنابم
ابری ام درهوای دل تو
تشنه ام تا خودم را بیابم

سیدقاسم حسینی سوته

ای بغض خفته در من

ای بغض خفته در من
گفتم بمان بر من
گفتا تو بهتر از من
گفتم هزار قصه از تو
گفتا پوچی از تو
گفتم عشق از من
گفتا نفرت از تو
گفتم نکن تو با من

گفتا خوش باش تو بی من
گفتم ندارم طاقتی من
گفتا خدا هست با تو و من

سارا شهریاری مقدم

دیدی که دیوانه شدم؟ مست به پیمانه شدم

دیدی که دیوانه شدم؟ مست به پیمانه شدم
خوشتر از آن از پی آن خانه شدم
از پی آن خانه شدن گو نه بهانه ست مرا
حاشا که درداته شدم
مطرب بزن به چنگ و نی دیدی که آن کرشمه ای
بُردا دلم بر در آستانه شدم
عزم تو کرد جان من جان من و جمال حق چشم
خَمور دیدم و راهی میخانه شدم
چونکه شدم گوشه نشین میکده به وصل تو دعا
کنم صاحب کاشانه شدم
سُرمه زنم ز خاک پاک میکده تا که چه خوب
بینمت دیدی که فرزانه شدم؟
دلا بنال به جرعه ای چونکه بهانه ام تویی عاشقِ
آن بهانه ام دیدی که مستانه شدم؟
شهره شهر تو منم مست شدم با تو فقط هست
شدم سحرگهان عاشق جانانه شدم


اشرف شایسته