دوئل با چشمان وحشی تو
کار ساده ای نیست
چشم باز می کنی
من، زخمیِ نگاه تو
به روی زمین می افتم
نیماهوشمند
من از صدای آب شنیدم,
آهنگ دوست داشتنت را...
گویی کسی, قرن ها قبل, همین ترانه را
در خلوت شب...
به دور از چشم حسودان...
در عمق چاه...
به گوش آب گفته بود...!!
رسول امامی
آن روز, در آن خلوت پاییز...
در زردی سبزه های پالیز...
یک لحظه که از خیال من گذشتی...
گم گشت روال زردینه پاییز...
حال مانده ام آواره از این معما...
با سختی باورِ سبزی پاییز
رسول امامی