از مجموعه حرفی بزرگ‌تر از دهان پنجره

جاده‌ها
جایی اگر برای رفتن داشتند
غربت با پوشیدن کفش‌هایت آغاز نمی‌شد
و دستی که پشت سرت آب می‌ریخت
جاده‌ها را به زمین کوک نمی‌زد
یک روز باد
تمام آدم ها را می‌برد
جاده‌ها مثل کلاف سردرگمی دور خود می‌چرخند
و زمین
یک گلوله‌ی کاموای بزرگ می‌شود
که هرشب برای عصر یخ‌بندان بعد
خیالبافی می‌کند


"لیلا کردبچه"

از مجموعه حرفی بزرگ‌تر از دهان پنجره

متن آهنگ رابطه از شادمهر عقیلی

تا حرف عشق میشه من میرم من سخت از این حرفا دورم
منم یه روز عاشقی کردم از وقتی عاشق شدم اینجورم
دارو ندارم پای عشقم رفت چیزی نموند جز درد نامحدود
این جای خالی که تو سینم هست قبلا یه روزی جای قلبم بود

این روزگار بد کرده با قلبم کم بوده از این زندگی سهمم
دلیل میبافم برای عشق برای چیزی که نمیفهمم
از آدمای شهر بیزارم چون با یکیشون خاطره دارم
به من نگو با عشق بی رحمی من زخم دارم تو نمی فهمی

متن آهنگ رابطه از شادمهر عقیلی

غریبه ام با این خیابونا من از تمام شهر بیزارم
از هرچی رابطه ست میترسم از هرچی عشقه من طلبکارم
همین که قلب تو مردد شد در دل من خاطره ای رد شد
از وقتی عاشقش شدم ترسیدم از وقتی عاشقش شدم بد شد

به رفتن تو سفر نه، فرار می گویند

به رفتن تو سفر نه، فرار می گویند
به این طریقه ی بازی قمار می گویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» می گویند

اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر
به من اهالی جنگل شکار می گویند

مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند
کنار گل مگر از حٌسن ِخار می گویند؟

تو رفته ای و نشستم کنار این همدم
به این رفیق قدیمی سه تار می گویند

"کاظم بهمنی"