-
سپیدی موهایم
پنجشنبه 18 بهمن 1403 12:38
سپیدی موهایم یادآورِ سوزهای بهمنی ست هر زمستانی که تولّدم را مرور می کند... بی آنکه مشتی گره کنم، ویا فریادی برآورم کلمات در من شورش می کنند تادرنیمه ی تاریکِ خویش انقلاب کنم روح انگیز هاشمی
-
السلام یاقمربنی هاشم
پنجشنبه 18 بهمن 1403 12:37
ای ماهِ رشیدِ اهل ایمان، عباس خورشید به نور تو فروزان، عباس در دست تو غیر غیرتت، هیچ نبود جان را به فدای عشق دادی، عباس دستت سپرِ حرم شد و جاوید ماند چشمان تو ماهِ آسمان شد، عباس افتاد تنت، ولی عَلَم بر جا ماند از خونِ تنت، عَلَم به پا شد عباس با عشق، به سوی عشق رفتی، تا عشق جان باختی و شدی درخشان، عباس میلاد تو شورِ...
-
تو گندمزاری بلند بالا و
پنجشنبه 18 بهمن 1403 12:36
تو گندمزاری بلند بالا و من ، داسی آماده ی درو تو خواهشی ، در دامنه ی قاصدک من ، بوسه ای در دستان باد من می وزم تو مثلا بگریز در من سعید تفضلی زاده
-
هر چه داریم ز اوست دولت ابرار رضا
پنجشنبه 18 بهمن 1403 12:35
هر چه داریم ز اوست دولت ابرار رضا راحت جان و صفای دل بیمار رضا در رحمت صنم جان و جهان و ملکوت ضامن و شافع دل مخزن اسرار رضا از صبا میطلبیم و ز رضا می آید عطر یاس نبوی قاصد انوار رضا شب تار است ولیکن به تعنم اینجا همه نور است و سلوک است به اطهار رضا دکتر مانی محرابی
-
به دره ی سرد سوزان هستی
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:40
به دره ی سرد سوزان هستی منزلگهی مقدس ساختیم از ازل گرم ز عشق گرم سرمستی به لحظه قرار به گاه دیدار مرا سخت در آغوش بگیر ای یار هزاران سال است عاشقان به دور این منزل می چرخند چراکه وسعتش بی نهایت یک آغوش است. مسعود حسنوند
-
در پیش شهی آمده ام کز سر لطف
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:39
در پیش شهی آمده ام کز سر لطف هر کس برود چه دست پر بر گردد اندر حرمی من شده ام کز کرمش در خواست نکرده مستجاب برگردد من آمده ام حرم رضا ضامن شد بیچاره کجا رود ز او برگردد در راه حریمش شده ام او آقاست کس پیش کریم شود کجا برگردد در دایره او دایره ها می سازد پس در حرمش دایره ایجاد گردد آقا ، چه خوش است با تو بودن جانم یعنی...
-
بودیم اما عاشق پرواز بودیم
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:38
بودیم اما عاشق پرواز بودیم آغوش یک بدکاره، اما باز بودیم آنجا که کیش شاه تو صد مهره میخواست ما کیش را دادیم و یک سرباز بودیم گاهی اگر یک شب تو هم با ما نبودی از غصه می مردیم.. اما باز بودیم از کوچه ی تو با چه حالی می گذشتیم بر دار قالی، تشنه ی آواز بودیم ناگفته ها را با نگاهی سرد میشد اما کمی کمی شرمندهی آغاز بودیم...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:37
-
گفته اند از عشق،از دلبستگی
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:36
گفته اند از عشق،از دلبستگی از جفا و دوری و دل خستگی عاشقی خود قابل توصیف، نیست ای برادر آنکه عاشق نیست،کیست؟ مهر هر کس در دلی انداختند هم در آن دل مشکلی انداختند عشق ،چون گل در دلی بشکفته شد خار غم در جان او آشفته شد چاره مشکل وصال عاشق است اینچنین فکری خیال عاشق است قلب هر کس می تپد در یاد کس نشنود چون بعد از این...
-
این هزاره چندم است که من،
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:35
این هزاره چندم است که من، هنوز برنگشتهام آن جا خیالم با تو عشق بازی میکند؛ من هنوز که هنوز است جنازه به دوش آوارهی چشمان تواَم ضیغم نیکجو وکیل آباد
-
شب برگشت؛
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:34
شب برگشت؛ چهقدر سنگین است خاصّه باران اشک، جاده را هم غرق کرده باشد ضیغم نیکجو وکیل آباد
-
تنهانیستم
چهارشنبه 17 بهمن 1403 12:33
تنهانیستم بامن قدم میزنی درخیالم سید حسن نبی پور
-
به کجای این شب تیره
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:38
به کجای این شب تیره آویزان می کنی بی قبا وردا بر صلیب پاپیونی تکیده مردی تیره شبی تنها چار وجب مانده به ماه در چاردهمین شب صِفَر تو به ماه می مانی آسمان گیسوانت برای شانه باد می خواهد و مردی ایستاده بی تو مهتاب شبی به انتظار تا اذان صبح تا اولین گره پاپیون شب تجمع صندلی هاست بخوان به نام گل سرخ و گاهی به کوچ فکر می...
-
پشیمانی نشانم داد
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:37
پشیمانی نشانم داد ره گم گشته را از آن امیدواریهای پی در پی به صد ره رفته را انگار انکار نرفتن داد که آه آخرینم را به بغض و کینه و غم داد پشیمان بودم و اما صبوری طاقتم بستاند نه راه پس میدیدم نه را راه پیش که برگردم چو خاکستر میان شعله بستر فقط فریاد میخواهم که بر بغض فرو بسته بر این لحظه فرود آرم تمام خستگی هایم زمان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:36
-
این که رستم را بنامند پهلوان
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:36
این که رستم را بنامند پهلوان یا که آرش میشود آن قهرمان از برای حفظ مام میهن است پرچم کشور به بالا دیدن است هر که بر میهن ندارد افتخار از مغول دانش نخوانش سربدار آنکه جنگد در صف تورانیان کی شود سرلشگر ایرانیان کاظم بیدگلی گازار
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:35
-
من از تصویر هرچیزی به جز آغاز دلگیرم
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:34
من از تصویر هرچیزی به جز آغاز دلگیرم پر از رویای پروازم دمادم اوج می گیرم حصار دور رویا را شبی آهسته ویران کن رهایم کن ز خواب ولحظه های سخت تعبیرم همانا نقطه ی امنی برای این من ویران پناهم شانه های توست و گرما بخش تقدیرم میان بازوانت حبس کن این جان بی جان را که زیباییِ چشمانت اسیرم کرد و زنجیرم هجوم غصه ها هر شب هجوم...
-
این قرن پر از وهم و شتاب است هنوز
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:33
این قرن پر از وهم و شتاب است هنوز آزاده دلی در اضطراب است هنوز گفتم که نجات چیست در این دوران؟ گفتا که شراب و عشق ناب است هنوز ابوفاضل اکبری
-
اثبات عشق را،به قسم احتیاجی نیست
سهشنبه 16 بهمن 1403 12:32
اثبات عشق را،به قسم احتیاجی نیست در محکمه ی عشق،قاضی را نیازی نیست چشم است گواه،شاهد را کاری نیست اینگونه است غم عاشق را درمانی نیست عاشق را چه نیاز است به اثبات عشق بوی خوش را حاجت به تعریف عطاری نیست حکم، حکم دل است که مشکل است ور نه این محکمه را بهایی نیست هرچه کردی با دلم،باز بخشیدم تو چه بودی که مهرت را نسیانی...
-
از بس هر آنچه دل طلب نمود جور نشد
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:18
از بس هر آنچه دل طلب نمود جور نشد هیچ یک از ماهی خواسته ها بر طور نشد دستگیرم شد که چون بر مدار دل نیست قرار اقرار کنم که بهر ما هرگز دل بر سور نشد عبدالمجید پرهیز کار
-
کویِ مجنونان در عالم مأمنِ طَنازی است
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:18
کویِ مجنونان در عالم مأمنِ طَنازی است رهروانش بی ریایند مجمعِ عشقبازی است حاکم و محکوم عزیزند هر دو فاقد از ریا جلوگاهِ محض عشقند مکتبِ دلبازی است رَشک از غیظِ حسادت خنده دارد بر لبان لب فرو بَندان سُترگند وادیِ سربازی است درکمینگاهان نبینی صیدی غلتان گشته خون وادیِ ایمن مهیاست خرمنِ خون سازی است روز و شب هایش سپیدار...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:17
-
من که مشغول عمارت غافل از دل بوده ام
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:16
من که مشغول عمارت غافل از دل بوده ام هم ز گرک خامُش این خاک غافل بوده ام ترسم از روزی که گردد حاصلم دست تهی من که فارغ از فقیر و حل مشکل بوده ام کرده ام خود را سبک من همچو خار و برگ کاه پـیـش کـوه قاف عزّت مـن مقابل بوده ام گـر بـرون افـتـاده ام از گلشن اسرار دوست روزگـاری مـحرم اسرار و واصـل بـوده ام دامن افشان گر...
-
السلام یاقمربنی هاشم
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:15
-
اگر قدرتی داشت دستانم
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:15
اگر قدرتی داشت دستانم میدریدم پرده خاکستری آسمانت را که نور مهرت بر برگم بیافشانی اگر گرمایی داشت نگاهم آب میکردم انجماد لبانت را که قطره قطره لبخندت بر من بنوشانی اگر نوایی داشت ضربِ قلبم مینواختم جهان بچرخد بکامت که طعم بوسهات از من نستانی اگر جاری میشد شعرم، میباریدم از چشمانت، عشق جوانه زند ز خاکت که باقی...
-
دل من از غم جدایی تو گلایه داشت
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:14
دل من از غم جدایی تو گلایه داشت چون شمعی که در شب های بی پایان، شعله داشت هرشب به یاد تو با اشک هایم می نوشتم داستان عشقی که همیشه در دل لانه داشت در کوچه های تنهایی، قدم هایم سنگین بود بی تو، قلبم همیشه حسرت، داغی تازه داشت چشمانت چون خورشید در آسمان دلم می درخشید اما دلم در سایه ی دوری از تو،راه نداشته داشت ای که...
-
مــاه میلاد گل و پروانـه هاست
دوشنبه 15 بهمن 1403 12:13
مــاه میلاد گل و پروانـه هاست ماه شعبان،ماه آل مصطفی است مــاه میــلاد حسـین ابـن علـی ماه عباس آن یَل کرببلاست مــاه سـجاد اسـت و انــوار دعا کسب بینش ها و توفیق دعاست بعدشان نــور علی ابـن حسین بر اطاعت از ولایت مقتدی است ماه گردد کامل و شعبان به نیم منتظر باشم که در آن ماجراست روز میـلاد امــام منتظــر قائم حق از...
-
خیال سردت...
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:39
خیال سردت... چون سنگ آسیابی سنگین و بی رحم ، کشیده می شود بر ، برگ برگ خاطراتم... در انتظار آمدنت دلِ تنگم ، زبان بسته و بغضی گلو گیر ، گرفته نفس از آرزوهایم ، در سکوتی تلخ ،.. دلتنگی به مغز استخوان رسیده اما خبری نیست... از قرارِ دل بی قرارم ... مهدی کرمی
-
نقطه ای در نارنجی دریا، نگاهت
یکشنبه 14 بهمن 1403 12:39
نقطه ای در نارنجی دریا، نگاهت من مانده ام در آن خاک جلالت می ایستی در باد، ناله ای خرابت می روی با موج، می ماند صدایت در جهنم دیده ای هیچ خویش را یا در خاک کرده ای عقل دور اندیش را در هوای دیدنت ترک کردم خویش را آب پس سر ریختی، ندیدم خویش را دیدنت نقطه ی آغاز خوشی هایم بود چشمهایت شور بود، آغاز عشق بود صدایت رویش آشتی...