-
از حاشیهی دامن پُرنگارِ روز
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:07
از حاشیهی دامن پُرنگارِ روز آنجا که آسمان جلای نیمهی مردادماهی تو را بر تن کرده است رویای تو بر من شعر میپاشد و رنگدانه تو پیش از این در میان ستونهای وحشی تاریکی گذر هنجارشکن ماه سبز بودهای و زمزمهی فروبار باران پیش از آن که دریاچهی آب شیرین پیرامونت را از ازدیاد نیایش نمک بلورین خود شور کنی آه تو چه رندانه...
-
حال خوب
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:06
-
مبادا مفلس و بدبخت باشی
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:05
مبادا مفلس و بدبخت باشی رقیبا با گلم سرسخت باشی... اگر گفتی به او نازکتر از گل الهی روزِ بعد بر تخت باشی... حسن کریمزاده اردکانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:04
-
برخیز و طلوع کن در آسمانی که شبش نزدیک است
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:03
برخیز و طلوع کن در آسمانی که شبش نزدیک است هجران تو از من نه که از دوریه آن نزدیک است مهدی حاجیان
-
من رقص سماع را
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:02
من رقص سماع را ار پروانه های برکه آموخته ام... پروانه مدی
-
یک یار مرا بس است
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:01
یک یار مرا بس است او که همه کس است جانش که جان من حتی که جان پس است با او جهان بی نقص بی او که پرنقص است در ظلمت بود این دل عشقش که چون شمس است یک لحظه بفکر بی او سال ها زجان ترس است دوزخ کنارش خوب جنت بی او نحس است دیدش به این دنیا والله که خود درس است این قلب دگر شد قفل چون یار به آن حبس است گر یار من تو باشی این تو...
-
میلم به بیان هست ولی مصلحت افتاده نگویم
جمعه 28 اردیبهشت 1403 13:00
میلم به بیان هست ولی مصلحت افتاده نگویم از شاعر مشروطه بپرسید که لب دوختگی چیست . جانم شده فریاد که چشمان خریدار دلم کور از مرد وطن دار بپرسید که نفروختگی چیست . در من ولعی هست به تکرار تماشای عبورش از تجربه ی حرص بپرسید که اندوختگی چیست . از هرم نگاهش، به تنم مشعل خورشید گل انداخت از آتش بهرام بپرسید برافروختگی چیست...
-
تکیه بر غیر مزن تا که تورا تکیه گَهم
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:53
تکیه بر غیر مزن تا که تورا تکیه گَهم لعنتم گر که دلم را به کسی جز تو دهم خیر خود بین تو ز رویم که همه آینه ام دیده ام بیشتر از خود ز همان آینه هم عاشق غیر مشو چون که منم لیلی دهر من که مجنون تو ام نیست جز اینم گنهم نور عینم تو مکن چشم به هر منظره خوش نور چشمان منی ای به فدایت نگهم بیش از پیش بیا تا که تورا لمس کنم چون...
-
ذیقعده شد و لطف خدای سرمد
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:53
ذیقعده شد و لطف خدای سرمد چون ابر کرم به سوی ایران آمد گُل کرد گُل حضرت معصومه به قم پرنور ز مقدم رضا شد مشهد محمدحسن مداحی
-
خاطرم سخت فسردست در این شهر غریب
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:52
خاطرم سخت فسردست در این شهر غریب میدهد راست مرا چون شب دیروز فریب کاسه صبر که گفتی نشود پر ز تمنای وجود شده لبریز صبر و کاسه به یکسان انقریب طاقتی کوکه کنم صبر دراین دار فنا میدهد جان که نهد راست در دام فریب زاغ بود آن نفسی کز پی بلبل دیدیم دیگرم نیست خوش دل به صوت عندلیب دل بِبُر مفتون از دنیا و هر چه دلبر است...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:51
-
دیدم که بین راه ، پایت به خار خورد
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:50
دیدم که بین راه ، پایت به خار خورد هشدار نـــازنین ، پــا را تکان نده مشغولِ پچ پچ اند ، گل های باغچه اینجا حسود هست ، صورت نشان نده من دوست دارمش ، ابرو و چشم را بر دستِ دشمنت ، تیر و کمان نده ... حالا که بُرده ای ، دل را به سرخی اش لب غنچه کن ، بکُش ، مارا امان نده یک چند ساعتی ، با من نفس بکش جز من به هیچکس ، دیگر...
-
گفتی غزلی بگو ، که دل باز شود
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:48
گفتی غزلی بگو ، که دل باز شود با قطرهی اشک گل ، همآواز شود من گفتم و تو نخواستی بشنویاش شاید که دوباره قصه آغاز شود احسان آریاپور
-
از عوارضی که بگذری
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:47
از عوارضی که بگذری آزاد راه است با خروجی های بسیار و دوربرگردان ها ی فراوان که یعنی مسیر و مقصد هیچ کدام به گروگان ات نمی گیرند سفر را گردن بگیر، هر گردنه ای که حیران نمی شود گلنار معینی
-
اینجا شب نیست
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 12:46
اینجا شب نیست اینجا روز نیست زمانی است مات و محو اندود در رقص شیطانی ثانیهها ثانیههایی شتابان به مرز هیچ آنگاه که در وزنی انسان وار در این هرج ، همچون برگی رها در پاییز اما سبز دعوتشان را لبیک نگویی تو را به راستی متهم میکنند و آنگاه سزایت تنهایی مقدسی است که سزاوارش بودی سزایت برازنده ات باد تا ابد تا ابد مسعود...
-
آویخته اند به دیوار محبت
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:37
آویخته اند به دیوار محبت مهر سکوت در روزنه های این دیوار پروانه ندارد لانه هیچ مرغی آواز نمی خواند حتی هیچ مگسی حال آهنگ ندارد می گریزد ز این دیوار می کند جای دگر خانه کبو تر ها که زمانی بر کنگره دیوار نشسته نامه عشق به معشوق به صبا می بردند نمی جویند سایه این دیوار لانه عشق به دیواری، در شهری دگر خواهند برد که آواز...
-
طبیعت
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:36
-
گـر ذره ای در قلبهـا یادِ خدا بود
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:34
گـر ذره ای در قلبهـا یادِ خدا بود دلهایِ ما آیا کمی از هم جدا بود سلیمان ابوالقاسمی
-
دوش ستاره من بر خواب من نشستی
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:33
دوش ستاره من بر خواب من نشستی چونان نسیم سحر بر بوستان نشستی خواب سیاه تارم از نور تو درخشید شاهنشاها چه زیبا بر چشم من نشستی بانوی مهر و ماهی خانه به نور داری یکدم تو ای ستاره برما نظر نداری سهم من از عشق تو گشته همین انتظار وه که از این انتظار جانا خبر نداری سرمستم از دیدارت، حتی بخواب و رویا لیک چرا تو از من...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:33
-
ما در این پوشش تزویر به دنبال توییم
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:31
ما در این پوشش تزویر به دنبال توییم موجب ِمسخرگیّ ِ خود و احوال توییم سال ها ما در ِ هر خانه به خواری زده ایم نشنیدیم جوابی و پی ِ حال توییم اگر از وضع ِ خیال و دلمان می پرسی شده مداح کس و ناکس و ما لال توییم کوچه ها دیگر از اندیشه ی ما بیزارند پخته در دیگ ِ دورنگی ،ولی کال توییم اشک ما باعث بهبودی باغی نشود بس که...
-
غلامِ غیرتِ غیرم که باشد او وفادارم
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:31
غلامِ غیرتِ غیرم که باشد او وفادارم ز یارِ بی وفا باید که آخر دست بردارم اگر من بی گنه بودم ز یوغ عشقِ رنجینت چو منصوری گنه دیده کشیدی بر سر دارم نگاه ما منقش شد ز نور هر دو چشم تو نمیدانم چرا ناگه کشیدی نقشِ انکارم برای تو دلم هردم بهارِ تازه ای دارد در این باغ پر از دوری نهال وصل میکارم بچرخیدم همه سالی به دورت بی...
-
هرکس به دین وکیش خود
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 12:30
هرکس به دین وکیش خود سرگرم قوم و خویش خود مازتدبیرآن پیرخراسان درگیر باحرص و آز خود سلیمانی است باهزار لشگر ماخموش زپای طاووس خود گر به اشاره کند دین تعطیل امید داریم به لطف خدای خود آزادبه دل شکر خداگوی هردم گرتوشه ای خواهی زدنیای خود علی اکبری
-
قسم به انتظار
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:34
قسم به انتظار در پستوی مخفی دل ودرامتدادشانه های دریده غم که سرنوشت شانه خالی کرد از رسیدن درمسیر خیالت ودرحوالی رد پایت کسی جان می دهد بی دفاع میان شانه های افتاده راه سمیه معمری ویرثق
-
بهار
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:33
-
انسان بُوَد این زن ز چه رو هست ترا کین
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:32
انسان بُوَد این زن ز چه رو هست ترا کین ای آدم نادان که نداری سرِ تمکین تا نسل بماند شده آن مرد و همین زن با آن تو چنانیّ وچنین میکنی با این پنداری تو بر تر شده ای خلق از اوّل خون تو بُوَد بیشتر از جفت تو رنگین مردان و زنان هر دو خداوند برابر آورده که نه پیش و نه پس تیغه شاهین افسوس که تحقیر زنان را به خداوند نسبت بدهد...
-
نه باکی ازقضادارم نه ازتقدیرمیترسم...
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:32
نه باکی ازقضادارم نه ازتقدیرمیترسم... شبی درخواب دیدم زمین رااب گرفته،نه ازخواب ونه ازاب ونه ازتعبیرش میترسم... بهنام سلگی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:31
-
خطای عقل مرا از ره بدر کرد
سهشنبه 25 اردیبهشت 1403 12:31
خطای عقل مرا از ره بدر کرد به عشق دل داد و دل را در بدر کرد نبود ان دم کسی گوید به عقل هی کزان بند گیر که او عشق را به سر کرد تو دانی عاشقی از درد چگونه زدرد عشق تو شب را سحر کرد به مجنون گفتنش لیلی چه بسیار کلامش را به لیلی مختصر کرد کنون دانی که مجنون شهره نام است پس لیلی به صحرا ها سفر کرد به تسبیح روز خود را کرد...