-
او آواره او بود من نیـز، آواره او.
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:54
او آواره او بود من نیـز، آواره او. که نه او به بوی کوی او رسید نه من، به بوی گیسوی او. محمد ترکمان
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:53
-
شعر هایم از آنجا عاشقانه شد
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:52
شعر هایم از آنجا عاشقانه شد که پیچش موی تو گرفتارم ساخت تو را دیدم و با خود گفتم دل را به نگاهش باید باخت امیرحسین ادیب پور
-
سجـود اوجِ عبادت باشد ای دوست
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:50
سجـود اوجِ عبادت باشد ای دوست خلوص رمزِ صداقت باشد ای دوست اگـر خواهی رسـی بـر محضرِ دوست بـدان راهش ارادت باشد ای دوست سلیمان ابوالقاسمی
-
ای شمع در شب تو پروانه تریم
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:49
ای شمع در شب تو پروانه تریم در بیابان طلب ساکن ویرانه تریم گفتی که بسوزمت در وادی عشق در مجلس ما ببین سوزانه تریم شمعی تو وسوختن اندیشه توست پروانه دهد جان و ز این افسانه تریم منگر که چنین هبوط کردیم به گناه از ازل قرعه ما زدند که دیوانه تریم عبدالمجید پرهیز کار
-
دل انگیز و غزل پرداز . باران
سهشنبه 24 بهمن 1402 12:00
دل انگیز و غزل پرداز . باران چه سرمست و چه خوش آواز . باران چه دلکش . همنوا باز سوز سرما صدایش گرم و کوکش ساز . باران به طبل ریز میکوبد زمین را فرودآید طنینانداز . باران پر از رمز است اما برنتابد به هر قطره گشاید راز . باران طراوت بخش . دارد باغ جان را مسیحانه دمی دمساز . باران رها از غصهها شو . عاشقی کن بخوان با...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:59
-
شیر باشی یا که آهو عاقبت این روزگار
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:58
شیر باشی یا که آهو عاقبت این روزگار بر زمینت میزند با پنجه ی خونین شکار سنگِ خارا هم اگر باشی میانِ صخره ها صد هزران تکّه گردی زیرِ چرخِ روزگار مُلک و تختِ پادشاهی باشَدَت در زیرِ پا عاقبت گردی به دستش چون گدا بی اعتبار عزّتِ صدها سلیمان را اگر بخشد به تو عاقبت گردی به زیرِ چرخِ این چرخنده خوار فرقِ چندانی ندارد نزدِ...
-
دل من غرق صفا بود نبود؟
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:58
دل من غرق صفا بود نبود؟ شاد و خندان و رها بود نبود؟ با رفیقان شب خوش داشت نداشت؟ تا سحر عیش به پا بود نبود؟ باهمه خوب و بدت ساخت نساخت؟ همه جا فکر وفا بود نبود؟ بر سر راه تو گل کاشت نکاشت؟ روی گل عطر خدا بود نبود؟ قول جان بر قدمت داد نداد؟ همه جا بر تو فدا بود نبود؟ پی تو دور جهان گشت نگشت؟ دست بر سوی دعا بود نبود؟ تا...
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:57
-
چند باره می گویمت سلام
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:56
چند باره می گویمت سلام سجاده من به تو هست مشتی پر غو بال پرواز می گیرد اوج می گیرد می پرد می برد با خود مرا سحر و جادویم میکند بارها افسانه راست و دروغ ات را شنیده ام یسار و یمین پهنه بودنت قومی مجذوب تن پوش سیاه ات مهر تو جان پوش حیاط عشق شان سطر سطر دفتر شعرشان اما من شیفته و مجذوب زیر پوش سپیدت گواه سیاه مشقم چشمان...
-
گاهی باید دل به رویا بست
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:55
گاهی باید دل به رویا بست پنجره های خیال را باز کرد و منطق را به سفری دور در آن سوی مرزها فرستاد گاهی فقط بهانه ای برای خنده کافیست مثل باران یا شقایق سهراب گاهی باید پا به پای غم در کوچه پس کوچه های این شهر رقصید گاهی باید پرواز کنی تا مهتاب آری آری گاهی باید با غصه خندید... آرزو کردی
-
کسی چه خواهد دانست
سهشنبه 24 بهمن 1402 11:55
کسی چه خواهد دانست زندگی؛ در میان استخوانهایم پوسیده است و جراحت نداشتنهایی را به دوش میکشد که هر تکه از من را در گوشه گوشه اتاق دفن کرده است انگار .. تصویر پوستِ خشک شده زخمی هستم که از لابه لای ترکهایش خون میچکد کسی چه خواهد دانست که غم در هزارتوی مغزم مانند بختک خیمه زده است و شاید به واسطه همین زندانِ اجباری...
-
به دل تا آرزوی وصل آن خورشید رو کردم
دوشنبه 23 بهمن 1402 12:06
به دل تا آرزوی وصل آن خورشید رو کردم زهر سو جلوه گر شد روی دل را سوی او کردم چو در میدان عشقش پای بنهادم یقینم شد که در سودای چوگانش سر خود را چو گو کردم شبی وصف جمالش را به ماه آسمان گفتم ز خجلت نیمی از رخسار مه را تیره رو کردم به بلبل شمّه ای گفتم سحرگه از گل رویش زشوق وصل، او را در گلستان نغمه گو کردم هزاران تیر...
-
داشت بهم میگفت:
دوشنبه 23 بهمن 1402 12:05
داشت بهم میگفت: روزی کسی را پیدا خواهی کرد که گذشته ات برایش اهمیتی ندارد، چون که او می خواهد آینده تو باشد... یکدفعه از خواب پریدم و تنها حسم این بود که این فرد کسى نیست جز خودم، و من باید گذشته کسى را که دوستش دارم, فراموش مى کردم... زیر او قرار است عشق ابدی من باشد! / مازیار تهرانی |
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 23 بهمن 1402 12:04
-
با تو هر ثانیه آرامشِ جان میگیرم
دوشنبه 23 بهمن 1402 12:03
با تو هر ثانیه آرامشِ جان میگیرم با تو و عطر تنت تاب و توان میگیرم قلب من با تو تپشهای فراوان دارد عطر عشقت که بپیچد هیجان میگیرم مرگ وقتی که تو همراهِ منی بی معناست با تو در لحظهی مُردن ضربان میگیرم روزگاریست که افسرده و غمگین نشدم تا تو هستی به خدا روح و روان میگیرم باز آوازهی این عشق جهان را لرزاند با تو...
-
من هنوز از خاطرم نرفته خنده های تو
دوشنبه 23 بهمن 1402 12:02
من هنوز از خاطرم نرفته خنده های تو تو همونی که بهش میرسه رد پای من تو همیشه آرزوم بودی که هرگز نرسید تو ببوس اونی که دوست داره رو بجای من گل خندون سفیدی که تو گلدون میشکنه یه روزی پرمیکنه عطر تو رو دنیای من قفس تنگمو دست تو یه روزی میشکنه روز آزادیمه وقتی برسی رویای من کاشکی آرزوی هر شبم یه روزی برسه توی آغوش تو باشه...
-
حلول ماه شعبان مبارک
دوشنبه 23 بهمن 1402 11:56
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 23 بهمن 1402 11:55
صدای تو عطری عجیب دارد بوی عشق می دهد در عصر تابستان خیال مرا گیج می کند، چون پروانه ای در باد، بلند صدایم کن بگذار شهر را عطر تو بگیرد و نام من، را مردم از زبان تو بشنوند بگذار بوی عشق عصر تابستان شهر را تسخیر کنند و خیالت در شهر چون پروانه های معلق در باد گیج بزند صدایم کن عطر صدای تو به من بال می دهد این چای سرد هم...
-
هوا بس ناجوانمرادنه دلگیر و غم انگیزست
دوشنبه 23 بهمن 1402 11:53
هوا بس ناجوانمرادنه دلگیر و غم انگیزست کس نمیبیند طلوع مهر وگر این نامروت پیشه غم پرور چنان داغ می گیرد زکام مردمان سرزمنیم کز طلوع مهر جز سردی و سوز استخوان سوزش نمی ماند بجا مهری تو ای خورشید ، تو ای مهر زمین خالی از سکنا مگر نمیبینی غم درون قلبهامان تورج میرزایی
-
رو در رو ایستادهایم
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:17
رو در رو ایستادهایم با فاصله هایی تکرار شونده...... انبوه شب با خاکستری سرد دستان بی احساس ..... و عشق در خوابی زمستانی باز تکرار ............... روز از کجای این قصیده طولانی طلوع خواهد کرد ؟ محمدحسین ذبیحی
-
22بهمن
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:16
-
سپاس ای جان جانان زنده باشی
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:14
سپاس ای جان جانان زنده باشی زعلم ودانشت پاینده باشی سپاس از تو که جان بهترینی نگین نازنین این سرزمینی سپاسم از تو من سر در سجودم درودم بر تو از عمق وجودم سپاس از این همه لطف وکمالت و در آخر سپاس از این پیامت روح اله شهبازی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:14
-
سرم در گریبان این کوچه
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:12
سرم در گریبان این کوچه هیچ خیابانی گردنم نمیگیرد مرتضی نعمتی اخگر کرفکوهی
-
نیمی از من مانده در، عجزِ وصالی اشتباه
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:12
نیمی از من مانده در، عجزِ وصالی اشتباه نیمِ دیگر می شود ،پیگیرِ اندوهِ فِراق من نمیدانم چه اَم گِل یا سُفالی اشتباه کوزه ای بِشکسته با آن ،ظاهرِ پُر طُمطُراق مُضطرب گشتم که میپرسی سوالی اشتباه پاسخی درخور ،که من را می کِشاند تا اُتاق پا گرفته چَشم هایت، قیل و قالی اشتباه داد سَر دادم که عشق ،یکباره افتاد اتفاق چهره ات...
-
بی روی تو ای دوست، لبِ تشنه به دنبال سرابم
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:11
بی روی تو ای دوست، لبِ تشنه به دنبال سرابم خورشید، تو هستی و من آوارهی وصل آفتابم ای خور من، ای نور من، ای شور من، ای پرتوِ پنهان صهبای منی و منِ عاجز به تکاپوی شرابم تو، آب حیاتی و تو انگیزهی زاهد ز مماتی زین روست که عمریست بدینگونه در انگیزهی آبم شد خانهخراب آنکه به دیدار تو نائل شده باشد در داغ تو چندیست که...
-
در هوایت بی تاب شده ام عشق من
یکشنبه 22 بهمن 1402 12:10
در هوایت بی تاب شده ام عشق من زیر پایت تا ابد در پیچ و تابم عشق من تو آخرین قطره ی بارانم شدی، در نگاهت مثل یک آهوی بی پروا شده ام عشق من در راه تو چنان گشتم و عاشق شده ام دل به سودای تو زد و ویرانه شده ام دلم از غصه فرو ریخت چه کارش بکنم پی تو گشتم و بگریخت چه کارش بکنم حسین دانش مایه
-
طوفانی در من می وزد دلم میخواهد
شنبه 21 بهمن 1402 11:48
طوفانی در من می وزد دلم میخواهد سرم را بگیرم فرار کنم از غمی که درونم نشسته بلند نمیشود کاش میشد آنرا به دیوار زد و شکست رقیه مرادی