-
باشهدا
سهشنبه 25 مهر 1402 11:29
-
با فکرومنطق درجهان کارت شـود بهتربدان
سهشنبه 25 مهر 1402 11:27
با فکرومنطق درجهان کارت شـود بهتربدان لا فیدی و دوری زعلم کاهد تورا توش توان بنگربسی در کار خود تنظیم کن وقت وزمان آسان نباشد کسب علم ساد ه نباشد درک آن گر بار داده نخــل بین زحمت کشیده باغبان کی بی خردرفته به ره با فکرخوددربرد جان آسان مگیردحق شناس عا قل بود دنبـــال آن چون علم داری مـی شود انجام آن در هرمکان از فکر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 25 مهر 1402 11:26
-
دوست دارم چند وقتی با خودم خلوت کنم
سهشنبه 25 مهر 1402 11:26
دوست دارم چند وقتی با خودم خلوت کنم فارغ از دلبستگیها خویش را دعوت کنم با سلامِ ساده بنشینم خودم را روبرو حال خوبم را فقط با خویش خود قسمت کنم چای یا قهوه؟ چه فرقی میکند هرچه عزیز خویش را سرگرمِ روشن کردنِ آتش کنم دردِ دل باشد برای فالِ بعد از قهوهام چشم در چشمِ خودم، هر جرعه را باور کنم بَه چه نقشِ آشنایی بر تهِ...
-
چشمان تو
سهشنبه 25 مهر 1402 11:25
چشمان تو چشمهای از عشق من در آن غرق هنگامی که لبخندت را می بینم دنیا ، زیباتر میشود خندهات مثل آهنگ شاد لبخند بر لبم میآورد دستت در دست من گرمایی می بخشد که هرگز سرد نمی شود عشق ما گلی زیباست که هرگز ، نمی میرد آغوش تو زیباترین مکان دنیاست لبخندت مانند یک موج مرا می برد به آغوشت زمان،می ایستد وقتی می بوسمت مانند...
-
پاییز می آید با
دوشنبه 24 مهر 1402 11:18
پاییز می آید با دلبرانه ترین حالت یک برگ فرشته سنگیان
-
خدایاپناه مون باش
دوشنبه 24 مهر 1402 11:16
-
دیو گردون فلک کاری بکن
دوشنبه 24 مهر 1402 11:14
دیو گردون فلک کاری بکن بهر تو افسرده حالیم ،مارا یاری بکن ما جمله به زنجیر تو سرگردانیم ماتم زده و مبهوت کارت همه حیرانیم تا به کی کشتن و از نو ساختن تا به کی کوشش واز نو باختن ما همه خون به جگر گریزان از توییم همه سیرشده از جور و بیزار از توییم این منم من که قلم برداشتم شاکی از جفای تو من جمله ها انگاشتم چشم دل باز...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 24 مهر 1402 11:14
-
نفس نفس هوا را قورت میدهم
دوشنبه 24 مهر 1402 11:13
نفس نفس هوا را قورت میدهم تا خستگی این روزها چهره ام را ذغالی نکند امروز به حوایی خودم شک کردم به خوردن سیب سرخ به عشق به آدم به تمام ثانیه هایی که برای بودن جان دادم من حوا آفریده شدم اما مرد زندگی میکنم از سپیده دم تا خواب آفتاب نبرد از پس نبرد من در ویرانه گی های شهر آبادم رهگذری شده ام مات در خاطرم حوایی نیست گاهی...
-
به یقین ضعیف ترین حافظه
دوشنبه 24 مهر 1402 11:11
به یقین ضعیف ترین حافظه متعلق به من است که حتی نام خود را به یاد ندارم ولی تو هیچ گاه ذرهای شک نکن تمام مغز من پر از خیال تو است که این گونه خود را فراموش کرده ام تو نیستی و سلول به سلول تن من تو را فریاد میزند تویی که هیچ گاه قصد برگشت نداری رقیه جنگی زهی
-
دیگر از حال منش غمزده هوشیار مپرس
یکشنبه 23 مهر 1402 11:46
دیگر از حال منش غمزده هوشیار مپرس غرق دریا شده ام سرزده هوشیار مپرس گریه های من از آن دوری رخسار تو بود رخ مپوشان تو دلا در زده هوشیار مپرس ساده بودم تو بدان عشق تو یادم دادند اینهمه هستی من شرمزده هوشیار مپرس یاد پاییزم و این گردش آبان خوش است بیستوشش روز مراجمزده هوشیار مپرس هدیه ای دارم از آن فصل خزان میخواهی...
-
قلبِ من شکست
یکشنبه 23 مهر 1402 11:45
قلبِ من شکست ولی شیشهخورده از او بود... دلِ من سوخت اما هیزم از او بود... امروز و هر روز خاکسترم را نه به نسیم به طوفان بسپارید تا شاید وقتی دیگر جایی دیگر سینهای دیگر در آغوش کشد دلِ شکسته و سوختهام را... عبدالمجید حیاتی
-
باختم قافیه را برده ای اما تو دلم را
یکشنبه 23 مهر 1402 11:44
باختم قافیه را برده ای اما تو دلم را کردی آوار تو این خانه ی خوش آب گِلم را در دو چشم تو گمم من ، ولی پیدا کرده ام در مژه ات قافیه های غزلم را شب گیسوی تو اندازه یلدا چه دراز است میزنم بر شکن طره مواج تو پارو و بلَم را دل به اقیانوسِ چشم توسپرده که غریقم مات ماندم همه ی عمر ببین چشم زُلم را در قمار تو چو برباد برفته...
-
باز تو مشغولی
یکشنبه 23 مهر 1402 11:42
باز تو مشغولی مشغولِ من، مشغولِ ما... اصلا تو، وقتی تویی، مَن، مَن نیستم؛ من تویی هستم که فقط شکلِ من دارد و تو، منی هستی که از من، بیشتر من است. هی تو، میدانی چقدر منی؟ تو... تمامِ منی زهرا میرزایی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 23 مهر 1402 11:42
-
انگار مرا بردهای از یاد پریزاد
یکشنبه 23 مهر 1402 11:39
انگار مرا بردهای از یاد پریزاد از دست تو هر ثانیه فریاد پریزاد حقا که خدا دادِ مرا از تو نگیرد بیداد تو امریست خداداد پریزاد با چهرهی آسوده و با زلف پریشان کُشتی تو مرا، دست مریزاد پریزاد من خانه خرابِ خمِ ابروی تو هستم ای خانه و کاشانهات آباد پریزاد افتاده ترین مرد چرا سر به هوا شد؟ گویی که نگاهش به تو افتاد...
-
بگذره
شنبه 22 مهر 1402 11:23
-
چشمان تو شوریست برای غزل من
شنبه 22 مهر 1402 11:23
چشمان تو شوریست برای غزل من هنگام غزل چشم شما در نظرم هست هر لحظه به فکرت شده ام سخت دچار و انگار که قلب دگری هم به سرم هست هر حرف که با من زده ای در دل من گفت یک زمزمه ای در بدن تو شکرم هست این قلب برای تو و از بهر خدا هم...... شاید بشود قلب دگر هم بخرم،هست؟ با عشق تو من تازه به خود آمده ام که از دادن جان، دادن دل،...
-
غَمگینیِ آوازِ قو ؛ دَریاچِه را دِق می دَهَد ...
شنبه 22 مهر 1402 11:22
غَمگینیِ آوازِ قو ؛ دَریاچِه را دِق می دَهَد ... لَبخَندِ تَلخِ عاشِقان مَعنایِ هِق هِق می دَهَد ... گُلدانِ خُشکِ رازِقی سیصَد تَرَک خوردِه دَقیق ؛ بُغضِ عَمیقِ غُنچِه ها بویِ شَقایِق می دَهَد ... احسان پیرحیاتی
-
پابرهنه می دوم
شنبه 22 مهر 1402 11:20
پابرهنه می دوم جاده های رسیدن به تو را وامضا میزنم سند دوست داشتنت را باتاول های برجای مانده واین است قیمت واقعی عشق افسانه ضیایی جویباری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 22 مهر 1402 11:20
-
دستهایت کرده ای بالا...
شنبه 22 مهر 1402 11:19
دستهایت کرده ای بالا... رو به آسمان... بدون قدمی .. رو به جلو ... غافل مانده ای... از موریانه ای ... که می خورد... کفشهای تورا... تو نباشی... خدایی هم نیست ... در کار... خدا ... در همین یک قدمیست ... .. مجیدجاوید
-
هی نگو خاطره هامون همه سرخورده شدن
جمعه 21 مهر 1402 11:22
هی نگو خاطره هامون همه سرخورده شدن توی پاییزِ نگاهت گلِ پژمرده شدن رقص گندم زار زلفت لای دستای خزون پشت لبخند تو پنهون شده افسرده شدن هُرم احساس تو جون داده به تنهاییِ من آرزوها که نمردن،کمی آزرده شدن یک شروع تازه داره به دلم سر می کشه با نگاهت همه شب تا آسمون پر می کشه تو بگو تا ته دنیا با دلم همسفری از سکوتم می شنوی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 21 مهر 1402 11:21
-
چه دنیایی، چه دنیایی
جمعه 21 مهر 1402 11:20
چه دنیایی، چه دنیایی همیشه پاک و رویایی پر از تکرار زیبایی چه نامی دارد این دنیا؟ بگو دنیای آزادی پر از تکثیر آبادی پر از نور و گل و شادی کجا گل داده این رویا؟ بگو در اوج یک پرواز و یا در متن یک آواز دقیقا لحظهی اعجاز که جان میبالد از آنجا همان یک لحظه که انسان نشانی دارد از ایمان که از عمق دل و از جان به دریا...
-
حال خوب
جمعه 21 مهر 1402 11:18
-
ماه چهره ی خوش خنده، پریزاد دل انگیز
جمعه 21 مهر 1402 11:17
ماه چهره ی خوش خنده، پریزاد دل انگیز موهای رها کرده ات، آزادِ دل انگیز در باد بچرخان غزل موی بلندت بگذار که غوغا کند این باد دل انگیز تقویم همه روز همه سال و همه فصل شهریور آبانی و خرداد دل انگیز هر صبح طلوع می کند از گوشه چشمت در خوشه چشمان تو بامداد دل انگیز ای غرش مستانه که خاموش نشستی یک بار دگر سر بکش آن داد دل...
-
سبزینه ی برگهای بهاری
جمعه 21 مهر 1402 11:16
سبزینه ی برگهای بهاری به سوزش آفتاب خزان درخشش نیلی وا نهادند و به زردی و سرخی اکتفا کردند، نسیم را در آغوش گرفتند و از شاخه بریدند و رقصیدند و به یغمای سوز سرد لرزیدند و باریدند و آرام بر زمین خوابیدند... چه زیبا، عاشقانه ای آفریدند و بهاری دیگر را بنا نهادند... شکوفا شکوفه های عشق... میترا کریمیان
-
گِـرِهـی کور پر از دغدغه ی فرداییـم
پنجشنبه 20 مهر 1402 11:39
گِـرِهـی کور پر از دغدغه ی فرداییـم دردهایـی به بلنـدای شـب یلداییـم بعد هر فصل خزان باز خزان بود ولی لحظه ایی زردنگـشتیم وهنوز برپاییم حرمت عشق نگه داشته ایم ماکه چنین غـرق در خویشتنِ خویـشِ دلِ تنهاییم ناخدایی به دل یک شب طوفانی وسرد مات و مبهوت و هراسان وسط دریاییم عشـق را گر به دل قـصـه زمین گیر کنیم واژه ایی تلـخ...