-
بعد از تو,
شنبه 9 اردیبهشت 1402 08:59
بعد از تو, پرنده بی کسی آورد و درک دلتنگی را چنان نامفهوم ساخت که ساعتها در باران می نشینم بی آنکه به تو بیاندیشم... مینو سلیمی
-
غم به غم در سینه ی من روی هم انبار شد....
شنبه 9 اردیبهشت 1402 08:57
غم به غم در سینه ی من روی هم انبار شد.... عاشقت بودم ولیکن از تو او انکار شد..... غرق بودم در نگاهت مست بودم باصدایت.... تا که بر خود آمدم, دنیا به پیشم تار شد... تو دگر مستم. نبودی مثل گل دستم نبودی.... بسکه دنبالت دویدم, پای من بیمار شد.... ناله کردم از فراقت کور گردیدم ز داغت.... عالمی را سوختم,, عشقت برایم نار...
-
پشت باغ شیشه باران تند میبارد ببین!
شنبه 9 اردیبهشت 1402 08:56
پشت باغ شیشه باران تند میبارد ببین! آسمان دارد گل دلشوره میکارد ببین! چرم گیسوی تو با اندام باد آمیخته است تا دلم را زیر پاهای تو بگذارد ببین سهمم از پیراهنت یک غنچه بوی اشک بود احتمالاً شانهات بوی مرا دارد ببین! در گلویم یک زمستان برف جا خوش کردهاست گریه میخواهد مرا دست تو بسپارد ببین! آسمان دارد گل دلشوره اما...
-
خدایاشکرت
شنبه 9 اردیبهشت 1402 08:55
-
یارم از سرقرارگذشت و
شنبه 9 اردیبهشت 1402 08:54
یارم از سرقرارگذشت و گیسوی یار شانه نشد باز ماه م,بخواب بود که رفت از سر قرار وباز نیامد... مهین محمدی
-
موجها را تو شانه کن !
جمعه 8 اردیبهشت 1402 09:15
موجها را تو شانه کن ! دستهای تو می توانند پریشانی را از موهای دریا جدا کنند و برای صدف ها خوشبختی ببافند ... فرناز خان احمدی
-
آدم ها یا میمانند یا میروند
جمعه 8 اردیبهشت 1402 09:14
آدم ها یا میمانند یا میروند تو اما هیچکدامشان نیستی نه آنچنان رفته که دل بسوزاند نه آنقدر ها مانده که خیالْ راحت کن باشد درد دارد این بلاتکلیفی ترجیح میدم روزی هزار بار از رفتنت بمیرم تا اینکه ماندنت قدرِ یک در آغوش کشیدن هم به کار نیاید مریم قهرمانلو
-
سایه ات مدت هاست
جمعه 8 اردیبهشت 1402 09:12
سایه ات مدت هاست برذهنم نقش می بندد بعد رفتنت سایه ات ماندگار شد شاید هنوز افتاب هست . شکوه رنجبر
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 8 اردیبهشت 1402 09:10
-
باور خویش را ببین تا به کجا کشیده ام
جمعه 8 اردیبهشت 1402 09:10
باور خویش را ببین تا به کجا کشیده ام من عشق را از آن کسی که نیست آفریده ام (چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل) چه زخمها چه غصه ها چه دردها چشیده ام من و خیال خویش را به حال خود رها کنید که از زمان که از زمین که از همه رمیده ام گرفته هاله ای ز غم , دوباره شعر های من و پیله ای ز واژه ها به دور خود تنیده ام بهار من...
-
میزند هر دَم دلم فریاد عشق
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 09:51
میزند هر دَم دلم فریاد عشق می نشیند گوشهای بایاد عشق طفلکی دل اهل این حرفا نبود عاقبت شد طعمه ی صیّاد عشق عشق بر دل پادشاهی میکند می کُشد,شیرین و هم فرهاد عشق عاشق و معشوق در این قیل و قال می شوند قربانی غمباد عشق طی شود چون برق و باد ایّام عشق عاقلان کی میشوند دلشاد عشق عاشقی دریای خون است و جنون کار مجنون است این...
-
نیست خدای من
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 09:51
نیست خدای من در افسانه ها خدای من در قلبیست به پهنای بیکران حقیقت نه تصویری از رویایی دیر باور... داریوش ریاحی
-
شعر می نوشتم و
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 09:50
شعر می نوشتم و هنوز رد غلیظ باران بر رویای کاغذی ام جاری بود! واژه سپید می آمد سبز سبز می رفت در تبادل روشن ترین پاشنه ها و بی پرواترین ِ رقص ها می خواهم شاعر بمیرم شاید در دستهای کودکی ماهیگیر زنده شوم که جز از سخاوتی نقره فام روزی نمی گیرد مستانه دادگر
-
زیبا
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 09:50
-
و جز اینم هنری نیست
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1402 09:49
و جز اینم هنری نیست که آشیانِ تو باشم... احمد_شاملو
-
بعد توشعرهایم رنگ وبوی دیگر گرفت
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 08:08
بعد توشعرهایم رنگ وبوی دیگر گرفت دفترم هم، بعد تو گریه اش ازسرگرفت بعد تو بی خوابی این چشم ها درهر شبی ماه راتا ابد دربسترش دربر گرفت.... سمانه عسکری
-
باشهدا
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 08:06
-
هر چند هجوم ِ لشگرِ خیالت
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 08:04
هر چند هجوم ِ لشگرِ خیالت مرزهای جان مرا درنوردید.....! اما اگر بیایی بدون قطعنامه صلح قلمم را تسلیم تو خواهم کرد و با سکوت ِ چشمانم روایت خواهم کرد آنچه را که نبودنت بر من تحمیل کرد.... رضاهمایی
-
عاشق شدن یعنی
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 08:04
عاشق شدن یعنی همین مجبور بودن ها! بی دام و بی دانه دچارِ تور بودن ها! این روزها با گریه همزادم بدونِ شرم... ربطی ندارد عشق با مغرور بودن ها! از آسمانم رفتهای ای ماه! بیهوده ست... بعد از تو دنبالِ امید و نور بودن ها! یعقوب میداند که وقتی یوسفت رفته... دیگر شرف دارد به دیدن کور بودن ها! بعد از تو، بی تو، زنده...
-
با عشق پریدم
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1402 08:02
با عشق پریدم که شاید بال دربیاورم ـ بال درآوردم ـ اما... پرواز را بلد نبودم "با عشق"سقوط کردم... پری سوری
-
برای همه خوب باش .
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:08
برای همه خوب باش ... آنکس که فهمید ، همیشه در کنارت خواهد بود ! و آنکس که نفهمید ، روزی دلش برای تمام خوبی هایت تنگ می شود ...! فروغ فرخزاد
-
غزلاندام!
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:07
غزلاندام! تو در آسمانی در دوردستهایش و من میبینمت زیرا برایم چشمک میزنی وگر پگاه بازگردد و هوا روشن شود پاره میگردد حیات لگامم. امیرحسین عباسکوهی
-
تعبیر شد شیرین تر از هر خواب رویایم
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:07
تعبیر شد شیرین تر از هر خواب رویایم درمن تداعی شد بهشت آرزو هایم اینجا برایم رنگ و بوی دیگری دارد آرام تر از کودکی محو تماشایم این که مقّدر بوده یا نه باورم این است چون قطره ای خوشبخت در آغوش دریایم دلواپسی هرگز سراغم را نمی گیرد دور از فریب باغ سبز و سرخ دنیایم مولا قبولم کرده تا همسایه اش باشم عمریست مدیون رئوف آل...
-
طبیعت
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:06
-
آنها زمستان را در شاخه ای آویختند
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:06
آنها زمستان را در شاخه ای آویختند و از پشت پنجره ای به تماشا نشستند اما من زمستان را می شناختم مهربان بود و سفید که در دستهای تو جا می گرفت یوسف وحیدی راد
-
تقویم ها دروغ می گفتند
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:56
تقویم ها دروغ می گفتند من نطفه نخواستن بودم در همهمه ی بودن و نبودن سرگردان مثل عقربه های ساعت به وقت نرسیدن مثل یک نمایش رئال هم راستا با میزانسن و دکوپاژ حرفه ای و تکرار هزار باره یک سکانس ملودرام وقتی نویسنده و کارگردان خدا بود...., علیرضا تقی زاده ثمر
-
حال خوب
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:55
-
دنیا برای عاشق تنها قشنگ نیست
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:55
دنیا برای عاشق تنها قشنگ نیست دل بی حضور یار پر از شوخ و شنگ نیست (ای بیخبر ز لذتِ شربِ مدامِ ما) گاهی خبر ز ما چو بگیری که ننگ نیست در جام وصل ما که خیالی است بی درنگ کهنه شراب عشق بود, نه , شرنگ نیست عشقت حقیقتی است که در من حلول کرد این قصه ی خیالی ماه و پلنگ نیست ثابت قدم بمان تو در این کار و زار عشق آنکس که هرزه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:54
-
میخواهم تا بنویسم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:53
میخواهم تا بنویسم از بلندای نگاهت از شب یلدای بی تو از وجود بی مثالت از ابرهای بی بارون از تردید و وسوسه این همه تنهایی تو بیابون از اون که هیچ نداشت یه دنیا تو دلش حرف گذاشت از شرشر آب پاک و زلال از خندههای شاد و بی ملال از پاییز رنگ رنگ از سبزههای کوچک روی سنگ از ردپای خشک شده در گل از عاشق خاموش با هزاران درد...