-
چشمان تو زیباتر از هر چشم هندویی ست
چهارشنبه 14 دی 1401 08:36
چشمان تو زیباتر از هر چشم هندویی ست همرنگ دریا نه , ولی همسنگ آهویی ست تفسیر لبهای تو در تورات و قرآن نیست اما شنیدم بوسه هایت داغ و جادویی ست از شال موهایت چه می فهمد نسیمی که تنها به دنبال پریشان کردن مویی ست اری حسودم , تو همیشه راست می گویی حتی به فنجانت که عطر چای لیمویی ست هرگز نمی خواهم ببینم غیر بازویم در وقت...
-
زمستان را بلعیدم ...
سهشنبه 13 دی 1401 08:09
زمستان را بلعیدم ... با انفجار نفسِ گرفته , بربخار شیشه. قطره ای جسور ؛ میدان دار ! انزوای تنهاییش را , گم میشود... در رقص خاطره ها کریمی مژگان
-
چشمانت الماسِ فیروزه ای
سهشنبه 13 دی 1401 08:08
چشمانت الماسِ فیروزه ای عارضت ,,, کوهِ نور,,, دلت اما رخشانتر ,,, دریایِ نور,,, هندو وار کَرَم کن ای ماه ببخشای به این نادرِ تاخته به آغوشت. علیزمان خانمحمدی
-
هوای خلوت شب های تار….می ترسم
سهشنبه 13 دی 1401 08:08
هوای خلوت شب های تار….می ترسم فرار را بدهم بر قرار…؟! می ترسم صدای پای تو در کوچه ها نمی پیچد من از نیامدنت بی شمار می ترسم شبیه مرغ قفس در خودم زمین گیرم و از اسارت در یک حصار می ترسم اشاره ای کن و رد شو قسم به چشمانت که از اشاره ی چشمان یار می ترسم “من از دیار حبیب” آمدم به کوی رقیب به عاشقی بشود دل دچار ….می ترسم...
-
عشق تو نگر در سر سودای دگر دارد
سهشنبه 13 دی 1401 08:07
عشق تو نگر در سر سودای دگر دارد آن موج نگه در دل دریای دگر دارد این سلسله گیسویت آشفته کند ما را دیوانه شدم این دل غوغای دگر دارد رازی است برای من چشمان سیاه تو این میکده از چشمت مینای دگر دارد صهبای نگاه تو آورده به دل مستی صد شکر که این مستی صهبای دگر دارد بلبل به غزل خوانی اندر چمن حسنت دردا غزل بلبل معنای دگر دارد...
-
زمان نمی ایستد ...
سهشنبه 13 دی 1401 08:05
زمان نمی ایستد ... به رخ میکشاند ؛ سپیدی شقیقه را! برای شلیک؛ سطر سطر قصه ی , کتاب کهنه ی زندگی مژگان_کریمی
-
چشم براه یک حادثه ام
دوشنبه 12 دی 1401 08:32
چشم براه یک حادثه ام کسی بیایید نرود بماند که " تو " باشی.. نیلوفر ثانی
-
نهج البلاغه
دوشنبه 12 دی 1401 08:31
-
شب پشت پنجره پرپرمیزند
دوشنبه 12 دی 1401 08:30
شب پشت پنجره پرپرمیزند پشت پلکهایت دل من یا پنجره را بگشا شب نفس بگیرد یا پلکهایت را دل من آرامتر نیلوفر ثانی
-
من با همه ی توانم
دوشنبه 12 دی 1401 08:29
من با همه ی توانم پرواز میشوم به بازوانت گاهی آواز و گاهی در آسمانم بال میزنم و سبکبارم ای همه تن وجانم بیا کنارم منم که سرو چمنزارم ای همه ی رویایم تویی سرت بر شانه هایم گاهی از عشق میخوانم و گاهی سروده خوانم ای همه ی نگاهم باران ببارد من رنگین کمانم رنگهایم همه رنگی گاهی هم قشنگ تراز آبی لاجوردی بیا به بالینم گاهی...
-
سخن ناب
دوشنبه 12 دی 1401 08:28
-
تو را که نه،
یکشنبه 11 دی 1401 08:38
تو را که نه، ولی یک نفر را که میگفت تار مویم را با دنیا عوض نمیکند ؛ گم کردم... "فاطمه جوادی"
-
اعتماد
یکشنبه 11 دی 1401 08:36
می خواهم به اتفاقاتِ خوبِ نیفتاده ، اعتماد کنم و ایمان داشته باشم که یکی از همین روزها خواهند افتاد درست لابلای مشغله هایی که از سر و کولِ روزمرگی هایم بالا می روند ، در دلِ نگرانی هایی که حوالیِ باورهایِ من ، جا خوش کرده اند ، و در اعماقِ خستگی هایِ مفرط و تکراری ام … اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد و من دوباره شبیهِ...
-
دنیا ، تنها چهار حرف است
یکشنبه 11 دی 1401 08:35
دنیا ، تنها چهار حرف است اما پای خنده های تو که بیاید وسط دنیا هزار حرف است هزار جمله...! "مازیار منتظری"
-
زیبایی
یکشنبه 11 دی 1401 08:35
-
ناگاه عشق، عشق نه، چیزی عجیب تر
یکشنبه 11 دی 1401 08:34
ناگاه عشق، عشق نه، چیزی عجیب تر چیزی شبیه زلزله اما، مهیب تر چیزی غریب مثل نگاه کبوتران یا مثل چشم های تو ،حتی غریب تر تقسیم شد نگاه تو و بی نصیب ماند چشمی که نیست چشمی از او بی نصیب تر رفتم میان باغ اساطیری گناه در جست و جوی میوه ای از سیب، سیب تر تنها همین، همین که بگویم نیافتم از چشم های روشن تو دلفریبتر با دست...
-
به خودم که برسم یک روز
شنبه 10 دی 1401 08:29
به خودم که برسم یک روز در آغوش می گیرم خالی تنم را روحی که نمانده است بغض هایی که خنده شد هیچ کس محرم نبود یک روز که به خودم برسم به شانه هایم تکیه می کنم هیچ شانه ای تکیه گاه نبود به خودم برسم سخن نخواهم گفت به حرف هایی که نگفتم نمی گویم گوش خواهم نمود بهنام بهزادی شیخ رباط
-
به اشک چشم آبیاری کردهام
شنبه 10 دی 1401 08:28
به اشک چشم آبیاری کردهام مزرعه را... وعده را, درو کن! سعید فلاحی
-
دریا دریا شعر در خاطر دیوان میخروشد
شنبه 10 دی 1401 08:27
دریا دریا شعر در خاطر دیوان میخروشد و تو هنوز در ساخل یک مصرع می اندیشی قدم بردار که موجدر راه است . … عمران سحاب شعبانی
-
ما گرفتاریم..
شنبه 10 دی 1401 08:27
-
نقاشی کردند تورا
شنبه 10 دی 1401 08:26
نقاشی کردند تورا فُوج فُوج موج در چشمِ خیسِ ماهیِ آزاد وقتی خاکسترت بومِ دریا را به آتش کشید! سیدمحمدرضالاهیجی
-
در کوچه های فاصله
جمعه 9 دی 1401 08:40
در کوچه های فاصله آواره ام میان من تا تو پرویز صادقی
-
جادویِ دو چشمِ تو که باطل شدنی نیست
جمعه 9 دی 1401 08:40
جادویِ دو چشمِ تو که باطل شدنی نیست مستی ز میِ ناب که زایل شدنی نیست خندیدی از این وسعتِ دیوانگیِ من دیوانه یِ شوریده که عاقل شدنی نیست این کشتیِ بشکسته زِ طوفانِ غمِ تو هرگز بسلامت سویِ ساحل شدنی نی ست حیف است بدونِ تو بمیرم منِ عاشق عشقِ تو اگرچه دگر حاصل شدنی نیست رفتم همه در حسرتِ چشمان تو هستم جادویِ دو چشمِ تو...
-
عزیز من می خواهم بی خیالت شوم
جمعه 9 دی 1401 08:39
عزیز من می خواهم بی خیالت شوم و کمی بخوابم تا به آرامش برسم اما مگر خیالت می گذارد ساراآرندان
-
دستش را بگیر
جمعه 9 دی 1401 08:39
دستش را بگیر نوازشش کن دعوتش کن به یک رقص حواست باشد دنیایِ یک زن هیچ وقت خبرت نمی کند! به مَردی که زبانِ سکوتِ زن را بفهمد باید گفت خدا قو ت... #نیکی_فیروز_کوهى
-
پرسید : عاشقی ؟!!!
جمعه 9 دی 1401 08:38
گفتم : آری گفت : برای اثبات از نام من شعری بساز .. گفتم : من فقط شاعر شدم بواسطه حضور چون تویی ... لب فرو بست .. رفت ... و من : سالهاست شاعرم محمد رضا خوشحالزاده
-
من، آنقدر با تو بوده ام
جمعه 9 دی 1401 08:38
من، آنقدر با تو بوده ام که از بودن کنار دیگران سردم می شود ... #پل_الوار
-
شبیه حس قشنگ صدای بارانی
جمعه 9 دی 1401 08:36
شبیه حس قشنگ صدای بارانی شبیه آیینه ای, مثل ماه میمانی برای هرچه بغیر طو بیخیال, اما دلم برای تو تنگ میشود به آسانی طبیب نسخه من را نوشته چشمانت طبیب أهل دل است و خودت که میدانی ندیده بود کسی دست احتیاجم را بجز سمت تو و عشوه های پنهانی پیِ تو بوده ام و کرده اند مرا تکفیر که در طریقت ما, کافریست مسلمانی تو را به جان...
-
ایستادهام
پنجشنبه 8 دی 1401 08:05
ایستادهام در اتوبوس چشم در چشمهای نگفتنیاش یک نفر گفت: «آقا جای خالی بفرمایید» چه غمگنانه است وقتی در باران به تو چتر تعارف کنند گروس عبدالملکیان
-
عشق
پنجشنبه 8 دی 1401 08:04