-
کلافهام در تب انتظار
جمعه 20 آبان 1401 07:43
کلافهام در تب انتظار با شعاع کهنه فانوس خیالت آویختهام به دار ثانیه ها تا طلوع نور همچنان دوره میکنم ترا مرضیه_شهرزادپور
-
لطفآ به غزل هام بیا سر زده یک بار
جمعه 20 آبان 1401 07:42
با لشکر موهات نشستی سر راهم هنگامه ی جنگ است فراخوانده ی شاهم می ترسم از آن شیوه ی فرماندهی تو باگوشه ی چشمت مده بر باد سپاهم فریاد زدم در همه جا خوب شنیدی؟! 《من لال شوم از تو به غیر از تو بخواهم》 لبخند زنان در همه جا عطر تو پیچید ای یوسف کنعانی افتاده به چاهم... در حسرت دیدار تو جان می دهم و باز با یاد تو خشکید به در...
-
پاییز
جمعه 20 آبان 1401 07:41
-
حال خوب
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:55
-
زندگی
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:54
من تو یک پارگراف پرانتز باز زندگی پرانتز بسته زندگی زیباست مرگ نقطه لیلادهقان
-
حال خوب
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:53
-
معشوقه،دو جور بیشتر نیست
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:53
معشوقه،دو جور بیشتر نیست قلبت را می شکند و می رود یا می رود و قلبت را می شکند نیما هوشمند
-
دل بسته ام بر دلبری چشمش به در نیست
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:52
دل بسته ام بر دلبری چشمش به در نیست افتاده ام در دام عشقش با خبر نیست در کوچه ی احساسم و آواره او گویا خیالش رد شدن از این گذر نیست رفت از برم من ماندم و شبهای تارم زخمم برای هجر یار است از تبر نیست دنیا برایم تیره و تار است دائم پایان شبهایم دگر صبح سحر نیست شیرین ترین لیلای عمرم رفته ؛فریاد دنیای تلخی دارم و یارم...
-
تربچه
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:51
-
تو
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:19
تو قایقی پر از ماه چه تنها با دریا چه تنها با شب در دوردست خیال من ! پرویز صادقی
-
یازهرا(س)
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:19
-
به سراغم اگر آمدی
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:18
به سراغم اگر آمدی تنهایی ام را در آغوش بگیر که سینه ام سراسر دریا بود و چشمانم لبالب پائیز مثل پنجره ای که دردهایش را فقط گُلدان ها دیده بودند؛ هر قطره ای که می بارید فوج قوهای عاشقِ درون نگاهم از غمی کهنه می مُردند و همه ی عاشقان رهسپار می شدند به جاده ای که خطوط پشت لب هایت را باتلاق احاطه کرده بود, ت رسم از این بود...
-
شاعرانهست چشمان پاییزیات
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:17
شاعرانهست چشمان پاییزیات هر بار که پلک می زنی زرد می ریزد کهنه برگهای احساسم از نو جوانه میزند زیر باران عشق مرضیه_شهرزادپور
-
فقط خدا
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:17
-
شب شد و مثل همیشه
سهشنبه 17 آبان 1401 09:10
شب شد و مثل همیشه من مانده ام و یک قلم و کاغذ سفید برای نوشتن! تصویری از مهتاب کنار دریا و یک عاشقانه ای آرام در ذهنم نقش بست چه روان و زیبا ... انگار جهان به وسعت دنیا, در میان قلب کوچک تو گم شده بود و انگار دریای معرفت هفت شهر عرفان در میان ضمیرت به حقارت افتاده بود با یک عاشقانه آرام تو را نوشتم گوشه گوشه ی قلبم...
-
پاییز
سهشنبه 17 آبان 1401 09:06
-
مادر
سهشنبه 17 آبان 1401 09:05
(دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد) دلم برای کسی تنگ است که مهربانی و همدلیش را بدون شرط و با مهر نثار من می کرد و نام, نام...
-
عشقم در حد آرزوهای محال بود
سهشنبه 17 آبان 1401 09:04
عشقم در حد آرزوهای محال بود در انقلاب تابستانی مرام کوی تو فقط هندوانه قرمز است! علیرضا ایمانی فر
-
پاییز
سهشنبه 17 آبان 1401 08:42
-
به زیباییات نناز
سهشنبه 17 آبان 1401 08:41
به زیباییات نناز در دشت زیبایی آفت مزرعهای پیلهات لباس تن! علیرضا ایمانی فر
-
صلوات
دوشنبه 16 آبان 1401 09:19
-
خوشبختی
دوشنبه 16 آبان 1401 09:17
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند: از خوشبختى انسان در خواست خیر از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد. تحف العقول، ص55
-
نوشتههایم خالی از کلمهاند
دوشنبه 16 آبان 1401 09:16
نوشتههایم خالی از کلمهاند دریای نافذ کلام پر معنی است حروف صف کشیدهاند تا تصویری از زندگی را تقدیم کنند! علیرضا ایمانی فر
-
پاییز
دوشنبه 16 آبان 1401 09:15
-
با دل بستنم به تو
دوشنبه 16 آبان 1401 09:14
با دل بستنم به تو تمام کردم داستان فرهاد را رویایم زیبا بود حالا رو به دریا نشستهام! علیرضاایمانی فر
-
در یک شبِ طولانی
یکشنبه 15 آبان 1401 10:26
در یک شبِ طولانی آبِ مرواریدِ چشمهایم را فروختم به اقیانوس خشکِ دنیا به بهای همیشه دیدنت! اگر بگویم آن شب از دوریات خون گریه کردم دروغ نگفتم! عبدالمجید حیاتی
-
:
یکشنبه 15 آبان 1401 10:26
-
با لوائی در دست
یکشنبه 15 آبان 1401 10:25
با لوائی در دست فریادی در گلو در تلاقی توفان و تندر بر فراز بلند ترین قله ها چاوشی تو را بنام می خواند: آی,... سینه ستبر در من یزید عشق کولی زیبائی سینه ای از سرودهای قبیله اش را به بوسه ای می فروشد. امیدعلی دایم امید
-
دیگر حال باریدن ندارم
یکشنبه 15 آبان 1401 10:24
دیگر حال باریدن ندارم ابرهای وجودم خشکید بیابانی هستم وسط جنگل عاشقی! علیرضا ایمانی فر
-
خنده
یکشنبه 15 آبان 1401 10:24